انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
خاص كه تفكر الهى بر انسان مىنهد، پايه و اساسى نخواهد داشت.
٣- معارضه با اعتقاد به تدبير و علم در خلقت: چنانكه گذشت يكى از پايههاى بنيادين نظريه تكامل و انتخاب طبيعى، جهش و تغييرهاى تصادفى در موجودات است.
«لامارك» معتقد بود كه در بدن موجودات براى پيدايش تناسب و هماهنگى با محيط، تغييرهايى ناگهانى پديد مىآيد و اين تغييرها به نسلهاى بعدى راه مىيابد و كاملتر مىشود؛ «١» ولى اين نظريه بعدها ردّ شد؛ زيرا با پيشرفت علم آشكار شد كه اين تغييرها (نه در اثر جهش و تغييرهاى تصادفى، بلكه) در كروموزمهاى سلول نطفه ايجاد مىشوند و اثر آنها در بدن موجود ظهور مىيابد و مشخص شد كه اين تغييرها در ترتيب ژنهايى حاصل مىشوند كه بر روى كروموزمها سوارند. بنابر اين، با اين كه دانش، وقوع اين تغييرها را قطعى مىداند ولى چون منشأ آنها را نمىشناسد، به ناچار آنها را تصادفى مىپندارد؛ و حال آن كه بنابر تفكر الهى، تصادف در نظام خلقت جايى ندارد و تمام آنچه واقع مىشود، مطابق تقديرى است كه از پيش رقم خورده است و هيچ چيز خارج از اين تدبير نيست.
با توجه به موارد فوق چنين توهم شد كه نمىتوان نظريه علمى تكامل و انتخاب طبيعى را پذيرفت و در همان حال به خالقِ عالِمى براى جهان معتقد بود كه همه اجزاى عالم تحت تدبير و اراده اوست.
نقد و بررسى تعارضها
تعارضهاى تصور شده ميان نظريه تكامل و اعتقاد به خداوند معلول دو عامل مهم است: يكى خوشبينى بسيار به نظريه انتخاب طبيعى و ديگرى نقص موجود در بينش دينى غربى. دقت در مبانى نظريه داروين و تعارضهاى توهمى مذكور، بىپايگى اين تعارضها را آشكار مىسازد و نقصهاى مهم اين نظريه را پديدار مىكند؛ از جمله:
١- نظريه داروين فرضيهاى علمى است؛ فرضيهاى كه اگر چه شواهدى براى آن