انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
آيات فراوانى از قرآن كه بر وقوع معجزات دلالت دارند، دليلى استوار بر نادرستى اين تفسيرند. بنابراين، آيات مزبور ناظر بر نفى تخلّف معلول از علّتاند، نه نفى تعدّد علل و نشستن علّت غير عادّى بر جاى علّت عادّى.
٣- علّتِ نياوردن هر معجزهاى چيست؟
در قرآن كريم آمده است كه گاه مردم از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله معجزهاى مىخواستند و آن حضرت به خواست آنان تن درنمىداد؛ چنان كه در آيه زير مىخوانيم:
«وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْارْضِ يَنْبُوعاً اوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْانْهارَ خِلالَها تَفْجيراً اوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً اوْ تَأْتِىَ بِاللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ قَبيلًا اوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ اوْ تَرْقى فِى السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبّى هَلْ كُنْتُ الَّا بَشَراً رَسُولًا» (اسراء (٩٠- ٩٣)
و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا اين كه چشمهاى جوشان از اين سرزمين [خشك و سوزان] براى ما ظاهر سازى؛ يا باغى از نخل و انگور از آنِ تو باشد و نهرها در لابهلاى آن جارى كنى؛ يا قطعههاى [سنگهاى] آسمان را- آن چنان كه مىپندارى- بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ يا براى تو خانهاى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمىآوريم مگر آن كه نامهاى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم!» بگو: «منزّه است پروردگارم [از اين سخنان گزاف]! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!»
پاسخ: هدف از ارائه معجزه، شناسانيدن پيامبران خدا و اتمام حجّت بر مردم است، امّا از آنجا كه در موارد مورد نظر، هدف درخواست كنندگان چيزى جز روشن شدن حقيقت و راهيابى به حق و هدايت بوده است، طبيعى است كه به درخواست آنان پاسخ داده نشده است. به عنوان مثال، درخواستهاى مذكور در آيات سوره اسراء را مىبينيم كه مخاطبان در پى شناخت حق نبودهاند، بلكه خواستههايى براى منافع مادى خود در سرداشتهاند و آرزوى چشمههاى جوشان در سرزمين مكّه و ايجاد نخلستان و خانههايى