انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
١- وحى؛ تجلّى شخصيت باطنى پيامبر عليه السلام
از نظر
انديشه دينى ١٢٤ ٣ - وحى از زبان وحى ..... ص : ١٢٣
روانكاوى، روان انسان داراى دو بخش است: بخشى از آن، ظاهر و بخشى ديگر پنهان است. بخش ظاهر را «روان خودآگاه» و بخش پنهان را «روان ناخودآگاه» مىنامند. عالمان مادى در توجيه وحى مىگويند: وحى همان تراوش وجدان پنهان و ضمير ناخودآگاه انسان است و در مورد پيامبران عليهم السلام نيز فرشته و پيامى از جانب خداوند در كار نيست، بلكه شخصيت باطنى خود آنان در صفحه ذهن ناخودآگاه ظاهر مىشود و از آن نهانخانه به صفحه ذهن خود آگاه منتقل مىگردد.
فريد وجدى مىنويسد: دانشمندان در سال ١٨٨٢ در لندن جمعيتى به نام «گروه بحثهاى روانى» تشكيل دادند و درباره وحى و صحّت و سقم آن به بررسى و پژوهش پرداختند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه انسان داراى دو شخصيت است:
١- شخصيت ظاهرى، كه در حصار قواى پنجگانه است.
٢- شخصيت باطنى، كه در مواقع تعطيلى ظاهرى، فعاليت خويش را آغاز مىكند و تجلياتى از خود نشان مىدهد و همين شخصيت باطنى است كه موجب مىشود گروهى كه در حالت عادى و بيدارى از نظر قدرت تفكر جزو طبقه متوسط يا پايين به شمار مىروند، در مواقع خواب مغناطيسى به يك سلسله فعاليتهاى علمى و فكرى دست زنند؛ فعاليتهايى كه انجام آن از عهده دانشمندان خارج است. اين شخصيت نامرئى تابع اختيار و اراده انسان نيست و هر چه تواناتر باشد، تجلياتش نيز تواناتر است. وحى نيز همان تراوش شخصيت باطنى انسان است و اگر گاهى اوقات برخى انسانها گمان مىكنند كه فرشتهاى بر آنان نازل شده است، همان صورت متجسّد روح خود شخص است كه توسط شخصيت باطنى مجسّم گشته است. «١»
بررسى اين نظريّه
الف- گرچه اصل وجود شخصيت باطنى در انسان، به نام «شعور ناخودآگاه» كم و بيش پذيرفته شده است، امّا تطبيق موضوع وحى بر آن، نه تنها ثابت شدنى نيست و در