انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
ما با مطالعه گوش مىفهميم كه سازنده آن، قوانين مربوط به صوت را كاملًا مىدانسته و سازنده چشم قوانين پيچيده مربوط به نور و رؤيت را مىدانسته و از مطالعه افلاك پى به آن حقيقت بزرگى كه آنها را طبق نظم مخصوص اداره مىكند، مىبريم. «١»
خود داروين صاحب نظريه تكامل و انتخاب طبيعى مىگويد:
عقل رشيد و فكر سليم كمترين شبههاى ندارد كه محال است اين جهان پهناور با اين همه آيات روشن و شواهد متقن، با اين همه نفوس ناطقه و عقول مفكره، بر اثر تصادف و اتفاق كور و نادان به وجود آمده باشد زيرا تصادف نابينا قادر نيست نظم منظم بيافريند و سازمان حكيمانه به وجود بياورد. «٢»
لِستر جان زيمرمن، گياه شناس مىگويد:
هر قدر به مطالعه خود ادامه مىدهم و در طبيعت و خاك و گياه دقت مىكنم، ايمانم به خدا فزونى مىيابد و هر روز بيشتر از روز پيش به حيرت و ستايش در پيشگاه عظمتش زانو مىزنم و سر تعظيم فرود مىآورم. «٣»
به هر حال نشانههاى عظمت آفريدگار در همين كره زمين چنان فراواناند كه اگر تمام عمر از آن سخن بگوييم، از گوشه كوچكى فراتر نخواهيم رفت و مىدانيم كه زمين ما با همه شگفتىهايش كه عمر هزاران انسان براى بررسى اسرارش كافى نيست، در اين فضاى بزرگ ذره ناچيزى بيش نيست و چه زيبا مىگويد قرآن مجيد:
«افِى اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّمواتِ وَالْارْضِ» (ابراهيم/ ١٠)
آيا در خدايى كه آفريننده آسمانها و زمين است، شك وجود دارد؟
اين نظام با عظمت، با اسرار شگرفش بيانگر وجود يك عقل كل در ماوراى آن است راستى چگونه ممكن است كه تنها براى فهم گوشهاى از اين نظامِ دقيق و اسرارآميز، هزاران دانشمند دست به دست هم مىدهند و به پژوهش مىپردازند ولى براى ايجاد و خلقت آن هيچ علم و دانشى لازم نبوده باشد؟ اين تضاد پذيرفتنى نيست.