انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
اين معناى قضا و قدر از روايات پيشوايان معصوم عليهم السلام گرفته شده است؛ چنان كه در روايتى از حضرت رضا عليه السلام آمده است كه آن حضرت قضا را به معناى «اتقان و قطعى شدن چيزى و به پا داشتن آن» و نيز قدر را به معناى «مهندسى و اندازهگيرى موجودات و تعيين مقدار بقا و هنگام فنا و نابودى آنها» تعريف كرده است. «١»
بنابراين، حوادث جهان از آن رو كه وقوعشان در علم و مشيّت الهى، قطعيّت و حتميّت يافته است، مقضى به قضاى الهى و از آن رو كه حدود و اندازه و موقعيت مكانى و زمانى آنها تعيين شده مقدّر به تقدير الهىاند.
ديدگاهها درباره حوادث جهان «٢»
درباره حوادث جهان و بررسى قضا و قدر، سهگونه مىتوان نظر داد:
١- حوادث با گذشته خود هيچ ارتباطى ندارند، نه اصل وجود آنها مربوط به امور پيش از خود است و نه ويژگىها و شكل و اندازه و مختصات زمانى و مكانى خود را از امور پيشين برگرفتهاند. براساس اين ديدگاه، كه بر انكار نظام علّت و معلول مبتنى است، سرنوشت معنا ندارد؛ زيرا هيچ رويدادى- مثلًا افعال و رفتار و آينده انسانها- نظاممند و پيشبينى شدنى نيست. اين فرض مستلزم اعتقاد به گزاف و اتفاقى بودن حوادث است كه بىگمان باورى باطل و غلط است.
٢- در جهان هستى، يك علّت و فاعل بيشتر نيست و آن، ذات حق است. هر حادثه و هر موجودى به گونه مستقيم و بىواسطه از او صادر مىشود و اراده خدا به هر حادثهاى، مستقل از ارادهاش به حادثه ديگر است. بنابراين ديدگاه، افعال انسان نيز به گونه مستقيم و بىواسطه قضا و قدر و حساب و كتاب، تنها در سايه علم و اراده الهى پديد مىآيند و خود انسان نيز داراى قوّه و نيروى دخالت در كارها نيست. اين ديدگاه نيز، كه بر انكار نظام اسباب و مسبّبات و روابط علّى و معلولى حوادث مبتنى است، همان مفهوم جبر و سرنوشت جبرى است و بىگمان، اين نظريّه نيز مردود است؛ زيرا وجود نظام اسباب و مسبّبات و رابطه علّى و معلولى ميان حوادث از بديهيات است، مضاف بر اين كه