انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣
فصل چهارم: امامت
مفهوم امام و امامت
واژه «امام» در اصل از مادّه «أمَّ» به معناى قصد كردن است. در «مقاييس اللغه» آمده است: «امّ» به معناى اصل، مرجع، جماعت و دين است و امام به كسى مىگويند كه به او اقتدا كنند و در كارها پيشواى ديگران باشد. راغب اصفهانى نيز مىنويسد:
«امام» آن است كه به او اقتدا كنند چه انسان باشد كه به سخن و رفتار او اقتدا كنند و چه كتاب و جز آن باشد و حق باشد يا باطل و جمع اين كلمه، «ائمّه» است. «١»
با توجه به معانى ذكر شده، امام، چيزى يا كسى است كه پيروىاش كنند و نيز كسى است كه مردم او را براى گفتار و اعمال خود پيشوا قرار مىدهند؛ مانند امام جماعت، كه اعمال نماز به پيشوايى او انجام مىپذيرد. در مفهوم لغوى امام هيچ رنگ و بويى از حق و باطل نيست.
در قرآن مجيد نيز كلمه «امام» به معناى لغوىاش به كار رفته و اعمّ از امام حق يا باطل است؛ مانند آيهاى كه خداوند مىفرمايد: «ائِمَّةً يَدْعُونَ الَى النَّارِ» (قصص/ ٤١) بنابراين، در تمام موارد استعمال مادّه «امامت» معنا و مفهوم اقتدا و رهبرى بهگونهاى وجود دارد و تفاوت معانى بهوسيله قرينهها و نوع اقتدا مشخص مىشود.
اما در اين كه معناى اصطلاحى امامت چيست و امامان چه كسانى هستند، ميان اهل سنّت و شيعيان اختلاف است، هر چند در برخى جهات با يكديگر موافق و همسويند.
علّامه حلى، از بزرگان شيعه درباره معناى اصطلاحى امامت مىگويد: