انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
مىآيد و شايد عللى ديگر نيز باشند كه ما نمىدانيم. حال اگر مردمى گمان كنند كه علّت منحصر اين پديده شيئى خاص است، آيا وقتى علّتى ديگر نيز براى آن بيابند، معنايش اين است كه قانون علّيّت نقض شده است؟ قانون علّيّت بر آن است كه معلول بدون علّت يافت نمىشود، امّا اين كه علّت مذكور چيست؟ و تنها علت است يا نه؟ حرفى نمىزند، وقتى علّتى ديگر كشف شود، درمىيابيم كه علّت شناخته شده اولى، علت منحصر نبوده و جانشينپذير بوده است.
اينك مىتوان گفت كه معجزه به معناى نقض قانون علّيّت نيست، بلكه پذيرفتن علّتى است معنوى كه به خواست الهى تحقق مىيابد.
بنابراين، تحقق معجزه محال نيست؛ زيرا فرضش مستلزم تناقض يا وقوع معلول بىعلّت نيست. معجزه، فرض معلولى است از راه علّت ناشناخته و معنوى.
٢- آيا خرق عادت به منزله تغيير در سنّت الهى نيست؟
توضيح اين كه سنّت الهى بر اين جارى است كه هر پديدهاى از راه علّتى خاص پديد آيد و سنّتهاى الهى تغييرپذير نيستند؛ چنانكه خداوند مىفرمايد:
«فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْويلًا» (فاطر/ ٤٣)
و هرگز در سنّت خداوند تبديلى نخواهى يافت و هرگز در سنّت خداوند تغييرى نخواهى يافت.
پس معجزه بر خلاف سنّت الهى است.
پاسخ: اين شبهه همانند شبهه پيشين است با اين تفاوت كه در آنجا تنها از راه عقلى استدلال شده و در اين جا به آيات قرآن استناد گشته است و پاسخ اين است كه: يكى از سنّتهاى الهى را انحصار اسباب و علل پديدهها در اسباب و علل عادّى شمردن، سخنى بىدليل است و مانند اين است كه كسى ادّعا كند منحصر بودن علّت حرارت در آتش، يكى از سنّتهاى تغييرناپذير الهى است. تعدّد و گوناگونى علل براى معلولها و جانشين شدن اسباب غير عادّى بهجاى اسباب عادّى، امرى است كه هميشه در جهان بوده است و چنين تفسيرى از سنتهاى الهى، تفسيرى بىدليل است. از سويى ديگر،
انديشه دينى ١٤٦ ١ - لزوم وثوق به پيامبران عليهم السلام ..... ص : ١٤٥