انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
هر يك داراى حكمى جداگانه است و با برگزيدن يكى از آنها سرنوشتى را براى خويش برمىگزيند. شهيد مطهرى براى توضيح حقيقت فوق اين مثال را آورده است كه اگر بيمارى از دارو سود بجويد سرنوشتى را براى خود رقم مىزند و اگر از خوردن آن بپرهيزد، سرنوشتى ديگر براى خود رقم مىزند؛ همچنان كه اگر دو پزشك اين بيمار را معاينه كنند و دو نسخه مختلف براى او بپيچند كه يكى شفابخش و ديگرى كشنده است، دو سرنوشت در انتظار بيمار خواهد بود.
سرنوشت قطعى و مشروط
از آيات قرآن كريم به دست مىآيد كه قضا و قدر الهى و به تعبير ديگر، سرنوشت حاكم بر جهان و موجودات، بر دو گونه «حتمى و قطعى» و «غير حتمى و مشروط» است.
قرآن كريم مىفرمايد:
«يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ امُّ الْكِتابِ» (رعد/ ٣٩)
خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مىكند و امّالكتاب [: لوح محفوظ] نزد او است.
اين آيه بر دو نوع قضا و قدر حتمى و غير حتمى يا محتوم و موقوف دلالت مىكند. «١»
توضيح آن كه موجودات جهان بر دوگونهاند: گونهاى از آنها مجرّدند كه از هرگونه استعداد و امكان رشد مادى و بارورى و نيز دگرگونى و تبديل به دورند. از اين رو، تحت تأثير علل گوناگون قرار نمىگيرند و براى پيدايش، تنها از يك علّت تأثير مىپذيرند و از آن جا كه سرنوشت هر معلولى در دست علّت است، اين گونه موجودات مجرّد، تنها از قضا و قدر حتمى برخوردارند و سرنوشتى ثابت دارند.
گونه ديگر، موجودات مادّىاند كه از استعدادها و امكانات وجودى فراوانى براى رشد و تعالى و دگرگونى برخوردارند و امكان پذيرش هزاران نقش و نگار را دارند و تحت قانون «حركت» نيز درمىآيند. به همين دليل، چنين موجوداتى، از علل و عوامل طبيعى گوناگونى متأثر مىشوند و پيوسته در معرض جانشين شدن سلسلهاى از علل به جاى سلسلهاى ديگر از عللاند. بنابراين، از قضا و قدرهاى گوناگون و فراوان