انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧
مال يتيم، خوردن آتش است و صورت واقعى روزه، سپرى در برابر آتش دوزخ است.
به هر حال، كيفر اعمال در آخرت، تكوينى است. علّامه طباطبايى قدس سره در اين باره مىنويسد:
مقتضاى براهين عقلى در خصوص جزا دادن با ثواب و عقاب اين است كه جزا دادن از لوازم و نتايج اعمال باشد؛ چرا كه ضرورت دارد روابط قراردادى و اعتبارى به روابط تكوينى و حقيقى منتهى گردد. «١»
بنابراين، با توجه به تكوينى بودن پاداش و كيفر، موضوع مدّتدار بودن يا نبودن جزا جاى طرح نخواهد داشت؛ زيرا در اين فرض، هر عمل، داراى اثرى ويژه است كه با نفس انجام دهندهاش همراه است و زايل شدنى نيست و اين خود، دوام كيفر و پاداش را در پى مىآورد.
استاد شهيد مرتضى مطهرى نيز با اعتقاد به خلود، در مقام تبيين فلسفه آن، به اقسام مجازاتها اشاره و نتيجهگيرى مىكنند كه خلود، مجازاتى است كه لازمه اعمال انسان است. او بر آن است كه مجازاتها بر سه دستهاند:
١- مجازاتى كه قراردادى است. (تنبيه و عبرت)
٢- مجازاتى كه با گناه، رابطه تكوينى و طبيعى دارد. (مكافات دنيوى)
٣- مجازاتى كه تجسّم خود گناه است و چيزى جدا از آن نيست. (عذاب اخروى)
دسته اوّل، همان كيفرها و مقرّرات جزائىاند كه در جوامع بشرى به وسيله مقنّنين الهى يا غير الهى وضع مىشوند. فايده اينگونه كيفرها يكى از دو چيز است: جلوگيرى از تكرار جرم به وسيله خود مجرم كه الم و درد كيفر را مىچشد يا ديگران كه زجر كشيدن او را مىبينند و تشفّى و تسلّى خاطر ستمديده است. در اين گونه كيفرها، رعايت تناسب جرم و جريمه ضرورى است، امّا وجودشان در آخرت معقول نيست؛ زيرا در آن جا نه جلوگيرى از تكرار جرم مطرح است و نه تشفّى خاطر وانگهى همه كيفرهاى اخروى مربوط به حقوق مردم نيستند، بلكه بخشى مهم از آنها به حق اللّه مربوطند؛ مانند ترك عبادات، شرك و ريا. بنابراين، هيچ يك از دو خاصيتى را كه براى كيفرهاى دنيوى