انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
بسيارى از علماى اشاعره نيز به حسن و قبح ذاتى و عقلى تا اين حد اعتراف كردهاند ولى ملازمه بين حكم عقل و شرع را انكار كردهاند. «١»
در جواب از انكار آنها نيز مىگوييم: اگر دقت كنيد عدليه عقل را حاكم بر خداوند و خداوند را محكوم حكم عقل نكردهاند بلكه عدليه مىگويند، ما هم قبول داريم كه خداوند جز حسن انجام نمىدهد و فعّال ما يشاء است و هيچ كس حق سؤال و چون و چرا از افعال او را ندارد زيرا در ملك خود تصرف كرده است؛ ولى با همه اينها عقل ما كشف مىكند كه محال است خداوندى كه جميل مطلق است و همه صفات كمال را به نحو اطلاق و بىنهايت در خود دارد، مرتكب قبيح و زشت گردد زيرا صدور فعل قبيح ناشى از جهل، عجز و بخل است و خداوند از همه اينها مبرّا است. پس عقل كشف مىكند كه صدور قبيح از خداوند محال و صدور حسن از خداوند قطعى و حتمى است و در اين حكم، عقل كاشف است نه حاكم.
پاسخ به ايرادها
ايراد اوّل: تبعيضها
با اينكه موجودات با ذات حق نسبتى متساوى دارند، چرا مختلف و متفاوت آفريده شدهاند، چرا يكى سياه است و ديگرى سفيد، يكى زشت است و ديگرى زيبا و يكى كامل و ديگرى ناقص است؟ چرا يكى فرشته است و ديگرى انسان و سومى حيوان و چهارمى نبات و پنجمى جماد، چرا به عكس نشده؟ چرا حيوان فرشته و فرشته حيوان نشده؟ چرا در ميان مخلوقات، تنها انسان، انسان آفريده شده كه مستعد تكليف و ثواب و عقاب است، امّا ديگر موجودات چنين نيستند؟ اگر تكليف خوب است چرا همه چنين نيستند و اگر بد است چرا انسان چنين آفريده شده است؟ اين پرسشها را به دو صورت مىتوان پاسخ داد: اجمالى و تفصيلى.
پاسخ اجمالى: معمولًا اهل ايمان با يك بيان اجمالى، ذهن خود را قانع مىسازند و مىگويند: اين پرسشها طرح يك سلسله مجهولات است نه ايراد نقصها. حداكثر اين است كه بگوييم: «نمىدانيم.» ما خدا را به صفات عليم، حكيم، غنى، كامل، عادل و