انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
و گواهى مىدهم كه او دادگرى است عادل و دادرسى است جدا كننده حق از باطل.
حسن و قبح ذاتى و عقلى
بنيان اختلاف عدليه و اشاعره در عدل الهى، بر موضوع حسن و قبح ذاتى افعال است. عدليه برآنند كه بهطور كلّى كارها داراى حسن و قبحاند؛ مثلًا راستى و امانت و احسان و مانند آن نيكو و بايسته است و دروغ و خيانت و مانند آن زشت و نبايسته است و نيز بر اين باورند كه عقل در ادراك حسن و قبح بعضى افعال، مستقل است و به تنهايى و پيش از اين كه از شرع چيزى به او برسد، قادر به درك و تشخيص حسن و قبح ذاتى آنها است. از اين رو، حسن و قبح ذاتى را «حسن و قبح عقلى» نيز مىگويند.
اما اشاعره، يا منكر حسن و قبح ذاتىاند و حسن و قبح را تابع شرايط و عوامل بيرونى مىدانند؛ و يا مىپذيرند كه افعال داراى جهت حسن و قبح ذاتى هستند ولى عقل را از درك آن عاجز مىدانند و براى درك حسن و قبح افعال به راهنمايى شرع محتاج مىشمارند؛ و يا مىپذيرند كه عقل به حسن و قبح بعضى اعمال حكم مىكند ولى نمىتواند درك كند كه شارع هم اين افعال را حَسَن يا قبيح مىداند و ما نمىتوانيم به استناد درك عقلى نسبت به قبح و حسن، صدور فعلى را از خداوند قبيح بدانيم يا صدور فعلى ديگر را از خداوند واجب بشماريم.
استدلال مهم آنها بر قسمت اخير آن است كه خداوند مالك و حاكم مطلق جهان هستى است و حق دارد در ملك خود آنگونه كه بخواهد تصرف كند و هيچ كس و هيچ چيز نمىتواند براى او تعيين تكليف نمايد. «١»
با كمترين دقت روشن مىشود كه سخن اشاعره باطل است و افعال، داراى حسن و قبح ذاتى يا عقلىاند و انسان پيش از ارشاد شرع، خود به حسن و قبح بسيارى از افعال راه مىيابد.
عدليه اين حقيقت را وجدانى بشر مىدانند و معتقدند كه براى اثباتش نيازى به دليل و استدلال نيست؛ يعنى همانگونه كه وقتى مىگوييم: «غذا تلخ است» اگر بپرسند: «چرا؟» مىگوييم: «دليل نمىخواهد، اگر خود بچشيد، تصديق مىكنيد»، حسن عدالت و قبح ظلم نيز همچنين است و هر كس به عقل خود مراجعه كند، اين حقيقت بديهى را تصديق خواهد كرد. به همين جهت
انديشه دينى ١٠٠ ايراد سوم: مصيبتها و بلاها ..... ص : ٩٨