انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧
را نيز پرستش كنند. «١»
پژوهشگران ديگر نيز كم و بيش چنين توضيحاتى درباره چندگانهپرستى در آثار خويش نگاشتهاند، يكى از پژوهشگران مىنويسد:
دريانوردان پرتغالى در نزد سياهان آفريقاى جنوبى شاهد نيايش پارهاى اشيا بودند كه آنها را ظاهراً جايگاه حلول ارواح يا الهه مىپنداشتند. «٢»
بتپرستان روم در جواب نصارا كه پرستش جمادات را با حيرت تلقى مىكردند، متعذر به اين معنا شدند كه در عبادت بتان، نظر به جسم آنها نيست، به خدايى كه درون آنهاست، ناظرند. «٣»
هيوم از پژوهشگران غربى، ضمن تصريح بر اين كه مشركان خدايان خود را خالق جهان نمىدانستند، مىنويسد:
هرگز به انديشه مشركان و بتپرستان نيامده است كه بنياد و دستگاه كيهان را به اين هستهاى ناقص نسبت دهند. «٤»
ردّ چندگانه پرستى
همچنان كه گذشت، چندگانه پرستان براى منطقى و خردمندانه جلوه دادن عقايد خويش، به سه دليل تمسك مىجويند كه هر سه باطل است:
دليل اول اين است كه خداوند متعالىتر از آن است كه به ادراك بشر ناچيز در آيد و عبادت متوجه او گردد. در پاسخ بايد گفت: خداوند در عين تعالى، به بشر نزديك است و بشر مىتواند خدا را بشناسد؛ گرچه شناخت كنه ذات خدا ممكن نيست ولى شناخت اجمالى خدا و صفات ذاتىاش، براى توجه يافتن به او و عبادت و پرستش كافى است و اين شناخت عبارت از اين است كه بدانيم او يگانه و خالق جهان و مدبّر آن است. شبيه و نظير ندارد و وجود واجبى است كه غنىّ بالذات است. همه صفات كمال را بهطور مطلق