انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٥
محال است وجود قديمِ بالذات منقلب به وجود حادث گردد و اگر منظورتان اين است كه وجود محدث، قديم شده است، اين نيز محال است؛ زيرا انقلاب و استحاله وجود محدث به قديم محال است و اگر منظورتان اين است كه خداوند عيسى را برگزيده و بر ديگر بندگان به كرامتى ويژه اختصاص داده است، پس خود شما نيز به حدوث عيسى اقرار داريد و نيز به حدوث اتحاد خدا با عيسى؛ زيرا پسرى عيسى و اتحاد او با خدا در صورت محدث و مخلوق بودن او به اين معناست كه به اراده الهى برگزيده مخلوقات شده است و اين معنا خلاف مدعاى شما است [كه عيسى را پسر خدا و متحد با ذات خدا مىدانيد].
نصارا [براى اثبات فرزندى عيسى] گفتند: خداوند به دست عيسى چيزهايى شگفت ظاهر كرد كه نشان مىدهد او را به عنوان پسر برگزيده و كرامت بخشيده است.
حضرت فرمود: اگر بنا باشد عيسى را بدين جهت پسر خدا بناميم، پس ناميدن ديگر پيامبران و برگزيدگان نيز به اين نام جا
انديشه دينى ٩١ فصل سوم: عدل الهى ..... ص : ٩١
يز است؛ زيرا آنان نيز از اين معجزات داشتهاند.
افزون بر اين، اگر بگوييد بنا بر عرف ما انسانها، چون خداوند پيامبرى را مورد عنايت خاص قرار داد، ما مىتوانيم او را «ابن الله» بخوانيم، بايد ناميدن پيامبر ديگرى كه او نيز مورد اكرام خداست به شيخ الله، اب الله، اخ الله و ...، جايز باشد چون اين ناميدنها هم در عرف ما جارى است و حال آن كه هيچ كدام از اينها را جايز نمىدانيد. بنابراين، نمىتوان پيامبرى مانند عيسى را چون برگزيده خداست و معجزات به دست او جارى شده است، ابن الله ناميد. «١»
عيسى عليه السلام نه خدا، نه متحد با خدا و نه يكى از خدايان بود، بلكه بنده خدا و مظهر و آيت او بود كه از سوى خداوند به مقام رسالت برگزيده شد و معجزههايى شگفت از خويش ظاهر ساخت و به اذن خدا در جهان تصرف مىكرد. او هيچگاه خود را جز عبد نخواند و به هيچ وجه ادعاى خدايى و الوهيت نكرد و ديگران را به عبادت خود فرا نخواند. او مانند بندگان ديگر در رحم مادر تكون يافت و به دنيا آمد و از رشد تدريجى، خوردن، نوشيدن، خوابيدن و ديگر حالات انسانى برخوردار بود و مرگ نيز سرانجام محتوم او است. «٢»