انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
و اما اگر بخواهيم در تدبير جهان اراده دو خدا را يكسان و غير مزاحم بدانيم، باز هم فساد ايجاد مىشود زيرا تدبير جهان چيزى جداى از خلقت نيست. تدبير يعنى اداره كردن اين موجودات و ميراندن آنها و خلق موجودات ديگر و ...، بنابراين همان اشكالى كه به خلقت بود و با وجود ارادههاى يكسان خلقت محال مىشد، در تدبير هم وجود دارد و با وجود ارادههاى يكسان هم، تدبير جهان و اداره كردن آن محال است. «١»
٤- تركيب لازمه تعدد
اگر واجب الوجود از جميع جهات متعدد باشد، اين واجب الوجودها، كه در وجوب وجود مشتركند، هر يك بايد از گونهاى وجه مميّز و وجه اختصاصى بهره برند؛ يعنى بايد در وجود هر يك يا در وجود يكى از آنها چيزى باشد كه در ديگرى نيست. لازمه اين معنا، مركب بودن است و مركب به اجزاى خود محتاج است و اين با واجب بودن از جميع جهات ناسازگار است.
٥- برهان نبوت
خداوند خالق موجودات، مدبّر و هدايتگر آنان به سوى كمال است. انسان از مخلوقاتى است كه بايد از اين هدايت بهرهمند شود و با توجه به خلقت ويژهاش، افزون بر هدايت غريزى و فطرى، نيازمند به هدايتى ويژه است. بايد از راهى ويژه هدايتهاى خاص خداى جهان به انسان برسند و راه رسيدن به سعادت برايش بيان شود تا از گذر انتخاب، خود را به سوى كمال و سعادت برساند و واجبالوجود چون فياض است و در او بخلى راه ندارد، حاجت هر محتاجى را برمىآورد و راه برآوردن اين حاجت انسانها، برانگيختن رسولان و پيامبران است. بنابراين، بر واجب الوجود لازم است به حكم فياضيّت، پيامبران را براى هدايت انسانها بفرستد. اگر واجب الوجود متعدد باشد، بر هر يك از آنها ارسال رسولان لازم است. بنابراين ما بايد با پيامبرانى مواجه باشيم كه از جانب دو يا چند خدا مأموريت داشته باشند يا با پيامبرانى مواجه باشيم كه هر دسته از آنان، فرستادگان يكى از خدايان باشد و حال آن كه تنها با يك دسته از پيامبران رو به