انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
فصل دوم: يگانگى مبدأ
دلايل توحيد
خداشناسى گاهى بر فطرت و عشق درونى استوار است و گاهى بر مبانى فلسفى و عقلى. در صورت اول، از همان آغاز در پى ذاتى يگانه هستيم كه جامع همه صفات كمال است. نه او را شريكى است و نه محدوديت و ضعف و نقص:
«قُلْ ارَايْتَكُمْ انْ اتيكُمْ عَذابُ اللَّهِ اوْ اتَتْكُمُ السَّاعَةُ اغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ بَلْ ايَّاهُ تَدْعُونَ» (انعام/ ٤٠- ٤١)
بگو: به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد، اگر راستگوييد كسى جز خدا را مىخوانيد؟ [نه،] بلكه تنها او را مىخوانيد.
«وَ ما لِىَ لا اعْبُدُ الَّذى فَطَرَنى وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ ءَاتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ الِهَةً انْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنّى شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ» (يس/ ٢٢- ٢٣)
آخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [همه شما] به سوى او بازمىگرديد؟! آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مىدهد و نه مىتوانند مرا برهانند؟!
اگر خداشناسى از رهگذر علم و دانش و مطالعه در آيات حق تعالى باشد، مطالعه كننده نخست متوجه علم، حكمت، تدبير، جمال و ديگر صفات پديد آورنده جهان مىشود كه در آيات مشهود است و آنگاه به يارى عقل بر وجود و يكتايىاش استدلال مىكند.
اما با سلوك فل
انديشه دينى ٧٦ ٥ - برهان نبوت ..... ص : ٧٥
سفى نخست بايد وجود واجب و مستقل را ثابت كنيم و آنگاه به اثبات وحدت اين وجود و ديگر صفات جمال و جلالش بپردازيم. پيشتر، وجود واجب، مستقل و متكى به ذات را ثابت كرديم و در اينجا به اثبات وحدت اين وجود مىپردازيم.