انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
مىدهد نه اين كه آنها را به تصادف كور و بىشعور منسوب گرداند.
نظريه اديان آسمانى در باب خلقت آدم عليه السلام نيز با نظريه تكامل ناسازگارى ندارد؛ زيرا گرچه به صراحت خلقت آدم را از خاك دانسته است ولى آن را مدتدار شمرده و هيچ ناممكن نيست اگر مراحلى كه در يك ميليارد سال بايد پيموده شود تا از موجودى ساده موجودى پيچيده و متكامل مانند انسان پديد آيد، در محيطى مناسب و با شرايطى فوقالعاده در مدتى كوتاه طى شود؛ همچنان كه جنين انسان نيز در مدتى كوتاه از يك قطره آب به ذرهاى خون بسته (علقه) و سپس به قطعهاى گوشت (مضغه) تبديل مىشود و سپس استخوان پديد مىآيد و در مرحله ديگر روح در آن دميده مىشود و پيمودن همه اين مراحل شگفت در مدتى بسيار كوتاه است. بنابراين، ميان اعتقاد به خلقت انسان از خاك و اصل تكامل هيچگونه ناسازگارى نيست؛ همچنان كه اعتقاد به تكامل نفى كننده اعتقاد به خدا نيست.
يك اشتباه ديگر مادهگرايان اين است كه خدا را در آغاز خلقت پى مىجويند؛ يعنى در حقيقت خدا را در جايى جست و جو مىكنند كه با قانون ديگرى توجيهپذير نباشد، در حالى كه اين كار نادرست است. خدا در متن جهان خلقت است و در هر لحظه و آنى در كار آفرينش نوين است؛ همانگونه كه قرآن فرموده: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فى شَأْنٍ» (الرحمن/ ٢٩) «او هر روز در شأن و كارى است.» و عرفا گفتهاند: «اگر نازى كند در هم فرو ريزند قالبها.» بايد دانست كه كشف اجمالى يا تفصيلى نظام علت و معلول و سبب و مسبّبات، وجود خدا را به كنار نمىزند، بلكه خود دليلى آشكار بر وجود اوست.
٥- چنان كه اشارت رفت يكى از دلايل خداشناسى، دليل اتّقان صنع است كه در متون دينى به اين دليل بسيار استناد شده است، ولى نظريه تكامل اين اتقان و نظم را به تنازع بقا و انتخاب طبيعى نسبت داده است. از ديدگاه اين نظريّه، نظام متقن موجود، حاصل تنازع بقا و انتخاب طبيعى و بقاى اصلح است، پس ديگر لازم نيست براى اين نظام، نظم دهنده ديگرى بجوييم.
آنان گمان كردهاند با متزلزل ساختن برهان اتقان صنع، اصل اعتقاد به خدا را سست