انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
تعارضهاى نظريّه تكامل انواع با تفكّر الهى
داروين كه در سالهاى نخستين، نظريّهاش را درباره تبدّل انواع به طور كلّى و سربسته مطرح ساخته بود، بعدها پا فراتر گذاشت و نظريّههايى درباره زيستشناسى به دست داد و به صراحت نظريّه تكامل انواع را شامل انسان نيز دانست. در نتيجه، ميان نظريّه فوق و ديدگاه دينى، در برخى مسائل، تعارضهايى- هر چند ظاهرى- پديد آمد و اين تعارضها افراد را در پذيرش علم يا دين بر سر دو راهى قرار دادند و با توجّه به عصر رنسانس علمى، بيشتر افراد به نظريّه علمى داروين گرايش يافتند و باورهاى دينى آنان روى به سستى و ناتوانى نهاد.
تعارضهاى تصوّر شده ميان نظريه تكامل و نظريههاى مشهور دينى، عبارتاند از:
١- معارضه با برهان نظم: از ادلّه اثبات وجود خدا، برهان نظم يا اتقان صنع است.
نظم و هماهنگى خيره كنندهاى كه ميان اجزاى جهان هستى به چشم مىآيد، دليل بر وجود ناظمى عالم است. نظريّه داروين نظم موجود را حاصل بقاى انسب و انتخاب طبيعى دانست و ناشى شدن اين نظم و هماهنگى را از ناظمى هدفدار و هدفمند رد كرد.
ايان باربور در اين باره مىنويسد:
برهان اتقان صنع تكيهگاهش بر سازگارى ساختمان بدن و اندامهاى موجودات زنده با وظايف مفيدشان بود و نظريه داروين اين سازگارى را حاصل انتخاب طبيعى معرفى كرد بى آنكه وجود طرح يا تدبير پيش انديشيدهاى را ايجاب كند. «١»
٢- معارضه با اشرفيت انسان: بنابر تعاليم دينى، انسان اشرف موجودات است و نسل انسان به آدم و حوّا عليهما السلام ختم مىشود كه آن دو از خاك آفريده شدهاند و حال آنكه بنابر نظريه تكامل و انتخاب طبيعى، انسان نيز حلقهاى از حلقههاى تكاملى موجودات است و از تكامل موجودات و انواع ديگر (مثلًا ميمون) پيدا شده است و اين موجود نيز مانند ديگر موجودات مادى و فقط از لحاظ خلقت كاملتر است و با اين بيان، شرافت