انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
و اصول انسانى و اخلاقى را زير پا بگذارد به سرنوشتى شوم دچار مىشود.
اينجا است كه انسانهاى دنياطلب و هوسران، كه پيوسته از مسؤوليت و تقيّدپذيرى مىگريزند، از ميان اقرار به خدا و تن در دادن به فرامين و حدود الهى يا انكار خدا و رسيدن به آمال نفسانى، دومى را برمىگزينند. قرآن مىفرمايد:
«بَلْ يُريدُ الْأِنْسانُ لِيَفْجُرَ امامَهُ» (قيامت/ ٥)
(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند.
٢- حسگرايى: از آن جا كه نخستين و سادهترين ابزار شناخت انسان، حواس ظاهرى است و بيشترين تماس او با پديدهها، از راه شناختهاى حسى است، گاه انس به شناخت حسّى رفته رفته به حدى مىرسد كه تنها ملاك شناخت انسان حس و دادههاى حسّى مىشود و هر چه را كه در دايره شناخت حسى قرار نگيرد، انكار مىكند. در نقل نظريههاى دهرىها گذشت كه مهمترين دليل آنان بر انكار وجود خدا، تجربهناپذيرى و محسوس نبودن خداست. اين انس به حس و حسگرايى چنان شديد است كه با وجود دلايل و برهانهاى فراوان بر ناديدنى بودن و فراتر از زمان و مكان و ماده بودن خداوند، باز هم نفس آنان قانع نمىشود و در پى خداى ديدنى مىگردد. داستان بنى اسرائيل بهترين شاهد بر اين حقيقت است. بنىاسرائيل، نوادگان حضرت ابراهيم و اسحاق و يعقوب عليهم السلام بودند و اين مردان آسمانى عمر خويش را در دعوت به خداى يكتاى جهانآ
انديشه دينى ٦٠ علل گرايش به مادىگرى ..... ص : ٥٤
فرين سپرى كردند، ولى انس به پرستيدن خداى محسوس و ديدنى به تدريج در بنىاسرائيل قوت گرفت. موسى عليه السلام براى دعوت به خداى ناديدنى و نجات آنان از ظلم فرعونى مبعوث شد و معجزات انكارناپذير بسيارى از خويش ظاهر ساخت و بنىاسرائيل را از دسترس فرعونيان رهايى بخشيد و فرعونيان با معجزهاى الهى در پيش چشمشان غرق شدند، اما بنى اسرائيل در برابر اين همه معجزات به موسى عليه السلام گفتند:
«لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» (بقره/ ٥٥)
تا خدا را آشكارا نبينيم، به تو ايمان نخواهيم آورد.