انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
خِرَدهاى انديشمندان را توان انكار خدا نيست.
«وَ اقامَ مِنَ الشَّواهِدِ الْبَيِّناتِ عَلى لَطيفِ صَنْعَتِهِ وَ عَظيمِ قُدْرَتِهِ مَا انْقادَتْ لَهُ الْعُقُولُ مُعْتَرِفَةً بِهِ.» «١»
و چونان از شواهد آشكار بر صنعت لطيف و قدرت عظيم خويش برنهاده است كه خردها در برابرش تسليم مىشوند و به وجودش معترف مىگردند.
ابطال دهرىگرى
دليلهايى بسيار براى ابطال دهرىگرى اقامه شده كه در زير كوشيدهايم برخى از آنها را به نوشتار آوريم:
دليل اول: در روايتى امام صادق عليه السلام براى مفضّل از نظم حاكم بر جهان سخن مىگويد. مفضّل مىگويد: «مولاى من! برخى گمان مىكنند اين نظم و ترتيب حكيمانه، كار طبيعت است.»
امام عليه السلام فرمود:
از آنان درباره اين طبيعت بپرس كه آيا طبيعت از علم، شعور و قدرت انجام اين كارها و مانند آنها بهرهمند است؟ اگر گفتند: «آرى.» خود آنان با اين پاسخ وجود خدا را ثابت كردهاند، پس چرا خدا را منكر مىشوند؟ و اگر گفتند: «از چنين علم و قدرتى بىبهره است و اين كارها را از روى شعور انجام نمىدهد.» با اين كه در افعالش چنين حكمت و استحكامى مىبينى، پس معلوم مىشود كه اين كارها، كارِ خالقى حكيم است و آنچه آنان بدان اعتراف دارند و آن را طبيعت مىنامند، همان سنّت و قانون جارى خداوند در خلقش مىباشد. «٢»
چنان كه از روايت برمىآيد، دهريون، خود، بر وجود نظم و دقت و لطافت در جهان معترفاند و امام عليه السلام از اين اعتراف آنان سود مىجويد و بر وجود خداوند حكيم دليل