انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
كه انسان مكلّف به تكاليف اخلاقى است، امّا در اين برهان، مكلّف بودن انسان به تكاليف اخلاقى از امور يقينى و اوّليّه است كه از آن به بقاى نفس و يقين به پروردگار مىرسند.
نقد و بررسى
اشكالهايى كه پژوهشگران بر برهان اخلاقى وارد ساختهاند، مربوط به دو ناحيه فلسفه اخلاق و ارتباط اخلاق با اثبات وجود خداوند است. ما، در اينجا با توجّه به اهداف خويش در اين نوشتار، تنها به ذكر اشكالهايى مىپردازيم كه بهگونه مستقيم مربوط به برهان اخلاقى در اثبات وجود خداوندند و از طرح اشكالهاى وارد برخصوص فلسفه اخلاق چشم مىپوشيم. اشكالهاى وارد بر تقريرهاى مختلف اين برهان را در دو بخش: اشكالهاى عمومى بر همه تقريرها و اشكالهاى وارد بر تقرير كانت، بررسى خواهيم كرد:
الف- اشكالهاى عمومى بر تقريرهاى مختلف برهان اخلاقى
١- مقدّمه مشتركى در همه تقريرهاى مختلف اين برهان به چشم مىآيد و آن عبارت است از احساس نداى وجدان و يا فرمان اخلاقى كه موجب مىشود انسانها پيش از انجام كار زشت، در بيم و هراس باشند و پس از انجامش نيز احساس گناه، شرم و ندامت كنند. اگر بخواهيم از اين مقدّمه به اين نتيجه برسيم كه پس لازم است منشئى فوق طبيعى (يعنى خداوند) وجود داشته باشد كه چنين ندايى را در جان آدميان برنهاده است، ضرورى است نخست عموميت وجود اين قانون در همه افراد بشر، از نژادها، فرهنگها و موقعيتهاى اجتماعى متفاوت را ثابت كنيم و اين امرى است كه نه مىتوان بر آن برهان اقامه كرد و نه به صورت استقراء بدان دست يافت؛ زيرا استقراى تام در اين موارد ناممكن است و استقراى ناقص نيز مفيد يقين نيست. بنابراين، از چنين مقدّمه به نتيجهاى، كه اثبات وجود خداوند است، نمىتوان رسيد. «١»
٢- ممكن است كسى مشتركات اخلاقى در ميان ملل مختلف را نشأت گرفته از يك