انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
دانشمندانى بسيار در نفى يا اثباتش به بحث و پژوهش پرداختند. از جمله كسانى كه در اين برهان مناقشه كرده، كانت است. تقرير اشكال كانت بر اين برهان چنين است:
خلاصه برهان وجودى آنسلم و همفكران او اين است كه ما تصوّر كمال و ذات كامل را داريم و ذاتى كه وجود نداشته باشد، كامل نيست. ذات كامل حقيقىترين ذوات است، پس چگونه ممكن است وجود نداشته باشد؟ لزوم وجود براى ذات كامل مانند لزوم درّه است براى كوه يا لزوم وجود زاويه است براى مثلّث. ولى شگفتآور است كه اين استدلال كنندگان توجّه نمىكنند كه وجوب كمال براى ذات كامل پس از آن است كه ذات كامل را متحقّق بدانيم. آرى، كوه اگر موجود باشد، درّه لازمه او است، امّا اگر كوه نباشد درّه هم نخواهد بود و نيز ضرورت وجود زاويه براى مثلّث سبب ضرورت وجود مثلّث نمىشود؛ به عبارت ديگر، تصوّر درّه را براى كوه واجب مىدانيم، امّا وجود كوه از كجا واجب مىشود؟! همچنين تصديق مىكنيم كه تصوّر وجود براى تصوّر ذات كامل واجب است، امّا تحقّق وجود ذات كامل از كجا واجب است؟! اين حكم در مقام تمثيل مانند آن است كه كسى بگويد من تصوّر صد پاره زر مسكوك دارم، پس صد پاره زر مسكوك در دست دارم. البته ممكن است صد پاره زر مسكوك داشته باشد، امّا نه از راه تصوّر آن؛ زيرا بسيار فرق است از انديشه تا وصول. همچنين وجود ذات كامل را منكر نيستيم، امّا تصوّرش مستلزم وجودش نيست. «١»
استاد آيتاللّه جوادى آملى نيز در تبيين اشكالهاى وارد بر برهان آنسلم اشكال مهم را اين مىداند كه در اين برهان ميان مفهوم و مصداقِ وجود ذهنى خلط شده است. اين بدان سبب است كه تصوّر كاملترين ذات در ذهن، تنها مفهوم ذهنى بزرگترين وجود را به همراه خود دارد، خواه در خارج نيز كاملترين ذات وجود داشته باشد يا نداشته باشد؛ زيرا تصوّر كاملترين ذات و وجود، مستلزم اين نيست كه ناگزير در بيرون از ذهن نيز چنين موجودى بايد باشد، بلكه تنها وجود ذهنى آن را اثبات مىكند و به عبارت ديگر، مفهوم كاملترين ذات، مفهوم وجود را به همراه خود دارد به حمل اوّلى، امّا اثبات