انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
صفات كمال او، اتقان و نظم حاكم بر جهان طبيعت را گواه گرفته است. «١»
به هر حال، نبايد از كاربرد اين برهان، كه به روشنى دخالت عقل و شعور را در آفرينش نظم ثابت مىكند، غفلت كرد؛ زيرا نتيجه مزبور در ابطال عقيده مادّيگرايان كافى است و اين خود يكى از اهداف بلند حكيمان الهى است.
فرضيّههاى علوم طبيعى و نظم خلقت
امروزه فرضيّههايى گوناگون درباره آفرينش جهان، پيدايش زمين، ظهور جانداران و مانند آن مطرح است. برخى گمان مىكنند كه با قبول اين فرضيّهها و نظريّهها، ديگر لزومى ندارد كه قبول كنيم جهان و حيات انسان به وسيله ارادهاى حكيمانه پديد آمدهاند؛ مثلًا بنابر نظريّه معروف «لاپلاس»، كرات منظومه شمسى در اثر نزديكى و برخورد خورشيد با ستارهاى عظيم، از خورشيد جدا شده و به دور مركز اصلى شروع به حركت كردهاند، يا برخى گفتهاند كه حيات، در اثر گرد آمدن يك سلسله شرايط شيميايى پديد آمده است و سپس طبق «قانون تكامل» رشد و تكثير يافته و بهمرحله امروز رسيده است.
به فرض كه ما نظريه لاپلاس را بپذيريم و نيز نظريه كسانى را كه مىگويند حيات با پديد آمدن يك موجود تك سلولى آغاز گشته است؛ اما آيا با تصادف و اتفاق (يعنى دخيل نبودن عقل و علم و شعور و اراده و هدف) اين نظريهها را مىتوان توجيه كرد؟ چه رسد به اين كه بخواهيم به وسيله آنها بىنيازى جهان از خدا را بپذيريم؟! آيا فراهم آمدن شرايط لازم براى تحقق اين امور طبق حساب احتمالات، بدون دخالت عقل و اراده امكانپذير است و يا چنين نيست و حتى به گفته برخى دانشمندان تمام عمر كره زمين براى پديد آمدن تصادفىِ «يك ذره پروتئين» نيز كافى نيست؟!
بعد از اين، در بحث علل گرايش به ماديگرى توضيح خواهيم داد كه اين نظريهها از طرف دانشمندان تجربى اثبات و ابراز نشده است بلكه دلايل فراوانى برخلاف آنها ارائه كردهاند و اين نظريهها در درون خود نيز از ثبات و استحكام برخوردار نيستند و نمىتوان با تكيه بر آنها