انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
غبارهاى جهل، غفلت و غرور و از راههاى مختلف، فطرت را بيدار و شكوفا گرداند.
بنابراين، وجود اين حقيقت فطرى (خداشناسى و خداپرستى) در نهاد آدمى با توجّه به تصريح آيات قرآن و درك وجدانى آدمى بهويژه در هنگام خطر و سختى و نيز گواهى جامعهشناسان بر اعتقاد هميشگى بشر به مذهب و خدا در طول تاريخ، قطعى است، ولى ضرورى و بايسته است كه اين امر، برهانى و مستدل شود تا از جايگاه عقلى و منطقى محكمى برخوردار گردد و در مقام تعليم براهين خداشناسى نيز مورد استفاده قرار گيرد.
تقرير برهان
برهان فطرت را چنين مىتوان تقرير كرد: انسان با فطرت خود در سختىها و مشكلات به منبعى نامحدود «اميدوار» است و همچنين در دل خويش «دوستدار» حقيقت و كمال مطلق است و از آن جا كه ميان خواستههاى درونى و حقيقى انسان با جهان خارج، رابطه تضايف برقرار است، پس به طور حتم در جهان خارج منبعى نامحدود و بىنهايت هست كه اميد انسان و كمال مطلق است و آن همان ذات لايتناهى الهى است. «١»
در عبارت بالا دو تقرير از برهان فطرت مطرح شده كه در يكى، «اميد» و در ديگرى «محبّت» واسطه اثبات برهان قرار گرفته است. دو امر متضايف، دو واقعيتى هستند كه ضرورت بالقياس ميان آنها برقرار است و وجود هر يك از آنها- اعم از اينكه بالقوّه و يا بالفعل باشد- با وجود بالقوّه يا بالفعل ديگرى ملازم است؛ مانند پستى و بلندى، پدرى و فرزندى و محب بودن و محبوب بودن.
آيتاللّه جوادى آملى در تقرير برهان با واسطه اميد مىنويسد:
انسان طوفانزدهاى كه كشتى او گرفتار امواج سهمگين دريا شده و در هم شكسته است، در حالى كه همه اسباب و علل ظاهرى و طبيعى از دسترس او بيرون است و اميدى به استفاده از هيچ امر طبيعى و مادّى ندارد و بلكه در حالى كه فرصت انديشه،
انديشه دينى ٣١ كاربرد برهان نظم ..... ص : ٣١