انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٣
دارند و مىدانند خداوند ربا را به شدت حرام كرده است ولى حاضر نيستند امر خدا را اطاعت كنند و دست از رباخوارى بكشند. رفتار چنين كسانى در آيه بعد به مثابه اعلام جنگ با خدا و رسول شمرده شده است و معلوم است كه كسانى كه با اصرار بر رباخوارى با خدا اعلام جنگ مىكنند، مؤمن و معتقد نيستند حتى اگر شهادتين را به زبان جارى كنند و ظواهر اعمال عبادى را به جا آورند. چنين كسانى كافرانى هستند كه به لباس اهل ايمان درآمدهاند و خداوند با آنها طبق حقيقت و واقع برخورد خواهد كرد و اين ظواهر نمىتواند حقيقت كفر آنها را بپوشاند.
مورد دوم قاتل انسان مؤمن است. اولًا قتل انسان بىگناه، خواه مؤمن باشد يا نباشد، گناه بزرگى است و قرآن به شدت از آن نهى كرده است و كشتن انسانى بدون مجوز شرعى و به ناحق را مساوى كشتن همه انسانها شمرده است. ولى خداوند در هيچ آيهاى براى مرتكب قتل به طور مطلق وعده عذاب جاويد نداده است بلكه وعده عذاب جاويد راجع به كسى است كه انسان مؤمنى را نه به دليل و مجوز شرعى و نه از روى دشمنى قومى و قبيلهاى و مانند آن، بلكه به خاطر اينكه مؤمن به خدا است، بكشد نص قرآن در اين مورد چنين است:
«وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتُعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ اعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً» (نساء/ ٩٣)
و هر كس عمداً مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود؛ و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است.
دقت در آيه فوق نيز معلوم مىكند كه اين حكم، فرعى از همان حكم جاودانى كفار و مشركان است زيرا مقتول را با وصف «مؤمناً» ياد كرده تا اعلام كند كه علّت كشته شدن او، ايمانش بوده است و قاتل چون با اين وصف عناد داشته و وجود اين وصف را نمىپسنديده، صاحب اين وصف را كشته است. بعد هم قيد «متعمّداً» را آورد تا اعلام كند كه قاتل مىدانسته كه او مؤمن است و مىدانسته كه كشتن انسان بىگناه بخصوص مؤمن مورد قهر و غضب خداست ولى با اين وجود آن فرد را فقط به جرم مؤمن بودن