انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
نشانهها متوسل شويم؟ بوعلى سينا اولين كسى بود كه براى اثبات حق تعالى بدون واسطه به وجود صِرف استدلال كرد و آن را «برهان صديقين» ناميد؛ يعنى برهانى كه از جانب راسخان در علم و پويندگان راستين توحيد قابل ارائه است و ديگران در آن حد نيستند كه به وجود حق تعالى بر خود حق تعالى استدلال كنند بلكه از آيات حق تعالى به وجود حق تعالى پى مىبرند. ايشان آيه زير را ناظر بر طريق عموم در اثبات حق تعالى دانست:
«سَنُريهِمْ اياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى انْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ انَّهُ الْحَقُّ»
به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا براى آنان آشكار شود كه او حق است.
و ادامه آيه را ناظر به طريق صديقين شمرد:
«اوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ انَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ شَهيدٌ» (فصلت/ ٥٣)
آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است.
ملا صدرا با اين كه برهان ارائه شده توسط بوعلى را نزديكترين برهان به برهان صديقين شمرد، اما آن را بهعنوان صديقين نپسنديد و خود تقرير ديگرى ارائه كرد زيرا در بيان بو على- كه بعداً تحت عنوان برهان امكان و وجوب خواهد آمد- گرچه مخلوقات و آثار و آيات حق واسطه قرار نگرفتهاند، ولى «امكان» كه از خواص موجودات و مخلوقات است، واسطه واقع گرديده است. براى تقرير برهان صديقين به بيان ملاصدرا چند مقدمه را بايد متذكر شويم:
مقدمه اول- وقتى هستى و موجودات مختلف را لحاظ مىكنيم و آنها را با هم مىسنجيم، مىبينيم كه همه موجودات در يك چيز با هم مشتركند و آن وجود و هستى است. همه آنها وجود دارند گرچه هر كدام نحوه و مرتبه خاصى از وجود را دارند كه در ديگرى غير آن است و آن نحوه خاص وجودى را «ماهيت» مىناميم. پس در هر موجودى دو چيز مىيابيم: يكى هستى آن موجود و ديگرى ماهيت، يعنى نحوه و مرتبه وجودى آن كه غير از وجود و هستى آن است.
مقدمه دوم- از دو مفهوم وجود و ماهيت، آنچه اصالت، واقعيت و عينيت خارجى دارد، وجود است. وجود همان واقعيت عينى و خارجى است و ماهيت واقعيت خارجى ندارد و جز به