انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨١
جامعه دينى با هم منطبق مىشوند؛ زيرا در چنين جامعه و حكومتى احكام و فرامين الهى به عنوان قوانين يا بايدها و نبايدهاى اجرايى به مورد اجرا گذاشته مىشود.
از سويى عقل انسان نيز براى نيل به سعادت و كمال مطلوب انسانى، امر به اطاعت از فرامين الهى مىدهد و اين فرامين- كه بايدها و نبايدهاى اخلاقى نيز جزو آن است- بدون قيد و شرط بوده و اطلاق و شمول دارد، و همه فرامين الهى در حوزههاى مختلف را در بر مىگيرد. راز اين حكم عقلايى به اين دليل است كه فرامين و احكام الهى را براى تأمين سعادت بشر كه خواست فطرى و عقلى هر انسانى است، از هر چيز ديگر بهتر و كافى مىداند.
يكى از آن حوزهها، حوزه حكومتى و حاكميت دينى است كه ولى فقيه واجد شرايط، از سوى شرع منصوب- به نصب عام- بوده و متصدّى اجراى احكام و قوانين دينى- الهى مىباشد. طبق نظريه اخلاقى، فرمان عقل به اطاعت از خداوند، شامل اطاعت از ولى فقيه و فرامين حكومتى او نيز مىشود؛ زيرا گفتيم او مجرى فرامين و دستورات الهى است.
بنابراين، طبق نظريه اخلاقى نيز انسان ملزم به اطاعت از ولى امر است، زيرا اطاعت از ولى امر، اطاعت از خداست.