انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٧
باشد، اعتماد شنونده جلب مىشود و مردم بدو مىگرايند، ولى اگر برخلاف گفتار خود عمل كند، اعتماد مردم به درستى گفتارش نيز از ميان مىرود. بنابراين، ناگزير مىبايد پيامبران عليهم السلام از گناه و خطا مصون باشند تا مردم با اطمينان خاطر آنان را اسوه خويش كنند و پيامهاى گفتارى و عملى آنان را سرمشق زندگى خود قرار دهند.
٢- ادلّه نقلى
براى اثبات عصمت پيامبران عليهم السلام از آيات قرآن كريم مىتوان بهره گرفت؛ از جمله:
الف- آياتى كه پيامبران عليهم السلام را به عنوان «مخلَصين» (به صيغه اسم مفعول) معرفى مىكند. «١»
مخلِص (به كسر لام) كسى است كه كارهاى خود را از روى خلوص نيّت انجام مىدهد، امّا مخلَص (به فتح لام) يعنى كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده است. تعبير دوم، حاكى از رتبهاى بس والاتر است. قرآن مجيد گروه دوم را افرادى مىداند كه شيطان از آنان قطع طمع كرده است و مىداند كه راهى براى نفوذ در آنان وجود ندارد، در حالى كه از گروه اول هنوز قطع اميد نكرده و به فريب دادن آنان اميدوار است.
«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَاغْوِيَنَّهُمْ اجْمَعينَ الَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الُمخلَصينَ» (ص/ ٨٢- ٨٣)
[شيطان] گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان مخلص تو، از ميان آنان.»
بنابراين، «مخلَصين» كسانى هستند كه خداوند آنان را براى خود خالص كرده است و هيچ شايبه تصرّفى از سوى شيطان در آنان نيست و اين پاك نهادان از هر زشتى و گناهى مصون و معصومند. قرآن مجيد درباره حضرت يوسف عليه السلام تصريح مىفرمايد كه از بندگان مخلَص خدا بوده و گناه و زشتى بدو راهى نداشته است.
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْلا انْ رَءا بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ