انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
مىدانند و هرگز ميان گناهان كبيره و صغيره و عمدى و سهوى، چه پيش از بعثت و چه پس از آن تفاوتى نمىنهند. امّا ميان دانشمندان اهل سنّت در اين باره اختلاف است. گروه «حشويه» صدور كبيره را پس از بعثت نيز جايز مىشمارند و گروهى از اشاعره صدور كبيره و صغيره را، كه حاكى از خفّت طبع باشد، پس از بعثت ناممكن مىدانند، ولى صدور صغيره را پس از بعثت به گونه سهوى، در صورتى كه حاكى از خفت طبع نباشد، جايز مىپندارند. گروهى ديگر از اشاعره و نيز ابوهاشم از معتزله، صدور صغيره را عمدى يا سهوى، مايه تنفر باشد يا نباشد، جايز دانستهاند. «١»
دلايل عصمت
دانشمندان مسلمان دلايل عقلى و نقلى استوارى بر وجود ملكه عصمت در پيامبران و امامان عليهم السلام مطرح كردهاند كه در زير كوشيدهايم مهمترين آنها را به بررسى نهيم:
١- لزوم وثوق به پيامبران عليهم السلام
بىگمان، هدف اصلى پيامبران عليهم السلام، ايمان آوردن مردم به خداى يگانه و گرويدن به حق است. مهمترين شرط براى رسيدن به اين هدف آن است كه فرد گرونده يقين آوَرَد آنچه پيامبران الهى عليهم السلام مىگويند، از خدا است و آنان در اخذ و تبليغ وحى دچار خطاى عمدى و سهوى نمىشوند و اگر احتمال خطا و لغزش در ميان باشد، پايه ايمان مردم سست مىگردد و به گفتهها و تعاليم پيامبران عليهم السلام نمىگرايند و در نتيجه، هدف بعثت از ميان مىرود. محقّق طوسى در كتاب «تجريدالاعتقاد» به اين دليل اشاره كرده، مىنويسد:
لازم است پيامبران معصوم باشند تا مردم بدانان وثوق يابند و هدف بعثت حاصل آيد. «٢»
عصمت در دريافت و ابلاغ وحى از پايههاى بنيادين نبوّت است و بدون آن، نبوّت و ارسال پيامبران سودى به هم نمىرساند و همان دليلى كه بر ضرورت نبوّت گواهى مىدهد، بر لزوم عصمت در مقام دريافت و ابلاغ وحى نيز پاى مىفشارد؛ چرا كه دليل