انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
انسانها- نه نابغه- معرّفى كرده، مىفرمايد:
«قُلْ انَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى الَىَّ» (كهف/ ١١٠)
بگو: «من، تنها بشرى هستم همچون شما؛ [برترىام اين است كه] به من وحى مىشود.»
بنابراين، پيامبران عليهم السلام صرفنظر از منسوب ساختن خويش به جهان غيب، ادّعايى درباره خود مطرح نكردهاند، در حالى كه نوابغ بشرى و مصلحان اجتماعى، همواره نظريّههاى نو و بديع را به نام خود مطرح ساختهاند.
ب- آگاهى پيامبران عليهم السلام و نوابغ نيز از نظر كميّت و كيفيت با يكديگر دگرگون است.
نوابغ در افقى محدود به اظهار نظرهاى محتمل مىپردازند، در حالى كه پيامبران عليهم السلام اطلاعاتى گسترده از زمان گذشته و حال و آينده به دست مىدهند، آن هم با قاطعيت و بدون ترديد. سخن گفتن از ويژگىها و آغاز و انجام جهان و آنچه به وقوع مىپيوندد، از جمله اين امور است. قرآن مجيد به برخى از اين پيشگويىهاى قاطعانه، اشاره دارد. «١»
ج- يكى ديگر از تفاوتهاى بنيادين پيامبران عليهم السلام و نوابغ در معجزه است.
پيامبران عليهم السلام كه پيام خود را منتسب به خداوند و نه عقل و نبوغ خويش مىدانند، براى اثبات حقّانيت خود، معجزه ارائه مىكنند، در حالى كه نوابغ هيچ گاه توان انجام چنين كارى را ندارند و ادّعايى نيز در اين باره طرح نمىسازند.
٣- وحى از زبان وحى
اينك كه سستى نظريّههاى پيشين پديدار شد، شايسته است براى بازشناختن وحى به خود وحى بنگريم؛ يعنى با رجوع به قرآن، كه روشنترين مصداق وحى است و هم از نظر جامعيت و استوارى پيام و هم از نظر صحّت استناد و انتساب به خداوند متعال، يگانه و بىنظير است، حقيقت را پى جوييم.
وحى حقيقتى است كه تنها در اختيار خداوند است و او است كه هر كس را شايسته