انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١
حد فرضيّه، مطرح شده است، بلكه دلايلى نيز برخلاف آن در دست است؛ زيرا اين توجيه با اظهارات پيامبران عليهم السلام و كتب آسمانى سازگار نيست. پيامبران عليهم السلام ادّعا مىكنند كه گونهاى رابطه با پروردگار جهان هستى دارند كه مغاير با روابط فكرى و عقلى معمولى با ديگران است؛ چنان كه قرآن كريم تصريح كرده و فرموده است:
«قُلْ انَّما اتَّبِعُ ما يُوحى الَىَّ مِنْ رَبّى» (اعراف/ ٢٠٣)
بگو: «من تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى مىشود.»
ب- تجلّيات ضمير ناخودآگاه در افراد سالم بسيار نادر است و قلمرو ذهن ناخودآگاه معمولًا در افراد بيمار، خسته، نگران و شكست خورده تجلّى مىكند و ظهور و بروز اين ضمير در ميان دانشمندان بسيار اندك و در طول عمر يكى دو بار بيشتر روى نمىدهد، در حالى كه آنچه وحى مىنامندش، در زندگى پيامبران عليهم السلام فراوان روى مىدهد.
بهعنوان نمونه، در زندگى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، در مدت بيست و سه سال- آن هم در شرايطى كه مشغول فعّاليتهاى سياسى و تبليغى و كارهاى روزانه بوده است- وحى و ارتباط غيبى پيش مىآمده است. بسيارى از وحىها در صحنههاى نبرد و در جايى نازل مىشدهاند كه زمينه بروز ضمير ناخودآگاه نبوده است. وانگهى، پيامبران عليهم السلام مردانى مجاهد و مبارز بودهاند، نه افرادى گوشهگير، بيمار، خسته و شكست خورده كه در انتظار فعّاليت ضمير ناخودآگاه بنشينند. «١»
ج- هرگاه معارف و دستورالعملهاى وحيانى، پرتوى از تجلّى شخصيت باطنى پيامبران عليهم السلام باشد، بايد در هر عصرى نمونههايى داشته باشد؛ زيرا شرايطى كه بر پيامبران عليهم السلام حكومت مىكرده، بر افراد ديگر نيز حاكم بوده است، در حالى كه حقيقت برخلاف اين است و پس از نبوّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، هيچ فرد ديگرى چنين تعاليم و دستورالعملهاى متعالى و زندگى بخشى ارائه نكرده است با آن كه افراد فراوانى بودهاند كه در جامعههاى جاهلى و فاسد زندگى مىكردهاند و دغدغههاى اصلاح داشتهاند و تعاليم دستورالعملهايى هم ارائه دادهاند.