انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
فصل اوّل: وحى
استوارترين و مطمئنترين وسيله ارتباطى پيامبران الهى عليهم السلام با جهان غيب، ادراكى به نام «وحى» است. پيامبران عليهم السلام از گذر وحى، پيامهاى الهى را بازمىگيرند و در اختيار مردم مىگذارند. اين راه ارتباط با خداوند، از گذر حس و تجربه يا از طريق عقل صورت نمىپذيرفت، بلكه از گذر ادراكى مرموز به نام «وحى» سامان مىيافت كه فهم انسانهاى عادى از درك آن عاجز است.
تعريف وحى
«وحى» در لغت به معناى گونهاى ارتباط پنهانى و سريع ميان متكلّم و مخاطب است؛ چونان كه از ديد ديگران نهان بماند. ابن فارس مىنويسد: «وحى، تعليمى است پنهانى» «١».
راغب اصفهانى گويد: «وحى، اشارهاى سريع است و به دليل سرعتى كه در اين واژه نهفته است، گاهى به مطالبِ رمزى تعريض گونه، وحى مىگويند.» «٢» و ابن منظور مىنويسد:
«وحى، اشاره، نوشتن، سخن پنهانى و آن چيزى است كه به ديگرى القا مىشود.» «٣»
با توجه به نظريّههاى لغت شناسان، آشكار مىشود كه در واژه وحى، دو عنصر سرعت و خفا نهفته است. اين واژه در قرآن كريم كاربردى گسترده دارد و بر مفاهيم و معانى گوناگونى كه با مفهوم لغوى آن ارتباط مستقيم دارند، اطلاق شده است از جمله:
هدايت تكوينى موجودات «٤»، الهام قلبى به انسان «٥»، الهام غريزى به حيوانات «٦»، تفهيم با