انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
برخوردارند و آن قضا و قدرى تحقق خواهد يافت، كه علل و عوامل آن را ايجاب كند.
البته هر كدام از قضاها به شرط وجود علل و عوامل آن قطعى هستند و تحقق يافتن يكى و تحقق نيافتن قضاهاى ديگر تابع علل و عوامل محقّقه است.
تنها در يك صورت است كه موجودات مادى مىتوانند داراى قضا و قدر محتوم شوند و آن زمانى است كه علّت تامّه آنها موجود باشد. بهعنوان نمونه، تخم پاشيده شده در زمين، در صورتى مىتواند از سرنوشت حتمى و سرانجام قطعى برخوردار گردد و به كمال مطلوب برسد كه همه لوازم رشد و بارورىاش، از آب، هوا، حرارت، نور و مانند آن به مقدار لازم به او برسد و از آفات و موانع در امان ماند.
البته بر كسى پوشيده نيست كه گرچه موجودات طبيعت در حال تغيير و تبديلاند، امّا قوانين و نظامات حاكم بر جهان و موجودات، ثابت و غير قابل تغيير و تبديلاند؛ يعنى موجودات طبيعت متغيّر و متكاملند و در مسيرهاى مختلف قرار مىگيرند و گاهى به سر حد كمال مىرسند و گاهى از رشد بازمىمانند؛ گاه تند مىروند و گاه كُند و عوامل مختلف، سرنوشت آنها را تغيير مىدهند.
اما نظامهاى طبيعت نه متغيّرند و نه متكامل، بلكه ثابت و يكنواختند. قرآن كريم از اين نظامهاى لا يتغيّر به «سنّت الهى» تعبير مىكند؛ مانند قوانين حاكم بر حركت سيارات و ستارگان و كهكشانها و يا سرانجام پرهيزكاران و پاكان كه پيروزى و رستگارى است و فرجام جنايتكاران و گناهكاران كه خوارى و بدبختى است. «١»
عوامل مؤثر در دگرگونى سرنوشت
روشن شد كه نه تنها ميان قضا و قدر الهى و اختيار انسان ناسازگارى نيست، بلكه خود انسان- به تصريح قرآن كريم- سرنوشت خويش را با اعمال و رفتارش مىسازد، و از اين بالاتر، انسان مىتواند با رفتار و كردار خويش در حوادث جهان تأثير بگذارد و زمينه نزول بركات و نعمات الهى و يا بلاها و آفات آسمانى و زمينى را فراهم آورد. «٢»
به تعبيرى ديگر، سرانجام بشر در زمينههاى مادّى، معنوى، فردى، اجتماعى، دنيوى