انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠
هر كس به خير و شرِ قدر ايمان نياورد و باور نكند كه خداوند همه را مىداند، كافر شده است و هر كس معاصى را به خدا حواله دهد، فاجر گرديده است. خداوند نه مجبورانه اطاعت مىشود و نه مغلوبانه معصيت مىگردد و نه بندگان را به حال خود رها كرده است بلكه خداوند مالك آنچه دارند، مىباشد و بر آنچه قدرتشان داده، قدرت دارد. آنها را امر كرده كه مختارانه اطاعت كنند و نهى كرده تا مختارانه از معصيت دورى گزينند. اگر در اطاعت پيروى كردند، مانعى براى آنان قرار نداده است و اگر دنبال معصيت رفتند، چنانچه بخواهد (و علم و حكمتش اقتضا كند)، بر آنان منت مىگذارد و بين آنان و معصيت حائل مىگردد و اگر حائل نشود (و علم و حكمتش چنين اقتضا نكند)، آنان را بر معصيت وادار نكرده و مجبور ننموده است؛ بلكه باز هم بر آنان منت دارد كه بصيرتشان داده و امر و نهيشان كرده است. خداوند سرشت آنان را بر اطاعت خلق نكرده تا مانند ملائكه باشند و برانجام منهيات هم مجبور ننموده است و براى خداوند حجتِ رسا (و محكمه پسند) است و اگر مىخواست همه را هدايت مىكرد. سلام خدا بر آن كه هدايت يافت. «١»
بنابراين، قضا و قدر و علم سابق حقتعالى همه جهان را فرا گرفته و همه چيز معلوم خدا و به اراده اوست. اگر اذن و اراده او نباشد، هيچ فعلى اعم از خوب يا بد از هيچ كس سر نمىزند ولى از طرف ديگر بندگان را هم در انجام هيچ عملى مجبور نكرده است.
اراده خدا بر انجام مختارانه افعال است تا آنان كه اطاعت مىكنند سزاوار پاداش گردند و آنان كه معصيت مىكنند، مستحق كيفر شوند.
احاطه علمى پروردگار به گذشته، حال و آينده بندگان، به هيچ وجه موجب سلب اختيار از آنان نمىشود؛ زيرا علم الهى به فعلى تعلق گرفته است كه آنها با اختيار خود انجام مىدهند. از اين رو، با اين كه همه افعال انسانى از سويى به خداوند متعال منسوبند كه نظام علّت و معلول را بر پا كرده است و تأثير هر مؤثر و علّتى به اذن و اراده او است، از سويى ديگر، به خود انسان و ارادهاش منسوبند؛ زيرا اراده او در همه كردارش مؤثر است و از اين رو، او مسؤول همه آنها خواهد بود.
انسان وقتى دقت مىكند، مىبيند كه مىتواند در جايگاههايى گوناگون جاى گيرد كه