توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٣٤ - احكام حجّ
مسأله ٢٠٥٢- كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمىشود، وقتى حجّ بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد.
مسأله ٢٠٥٣- زنى كه مىتواند مكّه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد وشوهرش هم مثلًا فقير باشد وخرجى او را ندهد وناچار شود كه بسختى زندگى كند، حجّ بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٤- اگر كسى توشه راه ومركب سوارى نداشته باشد وديگرى به او بگويد حجّ برو من خرج تو وعيالات تو را در موقعى كه در سفرحجّ هستى مىدهم، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مىدهد، حجّ بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٥٥- اگر خرجى رفتن وبرگشتن وخرجى عيالات كسى را در مدّتى كه مكّه مىرود وبرميگردد، به او ببخشند و با او شرط كنند كه حجّ كند بنابر احتياط واجب بايد قبول نمايد وحجّ بر او واجب مىشود، اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
مسأله ٢٠٥٦- اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدّتى كه مكّه مىرود و برميگردد به او بدهند و بگويند حجّ برو ولى ملك او نكنند، در صورتى كه كه اطمينان داشته باشد كه از او پس نمىگيرد، حجّ بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٥٧- اگر مقدارى مال كه براى حجّ كافى است، به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكّه خدمت كسى كه مال را داده بنمايد، حجّ بر او واجب نمىشود.
مسأله ٢٠٥٨- اگر مقدارى مال به كسى بدهند وحجّ بر او واجب شود، چنانچه حجّ نمايد، هرچند بعداً مالى از خود پيدا كند، ديگر حجّ بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٩- اگر براى تجارت مثلًا تا جدّه برود ومالى به دست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكّه رود مستطيع باشد، بايد حجّ كند و در صورتى كه حجّ نمايد اگرچه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكّه رود، ديگر حجّ بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٦٠- اگر انسان اجير شود كه از طرف كس ديگر حجّ كند، چنانچه خودش نتواند برود وبخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد، بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد مگر بصورت مطلق اجير شده باشد.