توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣١١ - نصاب طلا
مسأله ١٩٠٦- اگرمقداری خرما يا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب می شود،چنانجه به قصد زکاة از تازه آن به قدری به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکاتى باشد كه بر او واجب است، اشكال ندارد.
مسأله ١٩٠٧- اگر زكاة خرماى خشك يا كشمش بر او واجب باشد، نمىتواند زكاة آن را خرماى تازه يا انگور بدهد و نيز اگر زكاة خرماى تازه يا انگور بر او واجب باشد، نمىتواند زكاة آن را خرماى خشك يا كشمش بدهد امّا اگر يكى از اينها يا چيز ديگرى را به قصد قيمت زكاة بدهد اگر به مقدار قيمت زكاة باشد، مانعى ندارد.
مسأله ١٩٠٨- كسى كه بدهكار است و مالى هم دارد كه زكاة آن واجب شده، اگر بميرد بايد اوّل تمام زكاة را از مالى كه زكاة آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمايند.
مسأله ١٩٠٩- كسى كه بدهكار است وگندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد، اگر بميرد و پيش از آن كه زكاة اينها واجب شود، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند، هركدام كه سهمشان به ٢٨٨ من و ٤٥ مثقال كم برسد، بايد زكاة بدهد و اگر پيش از آن كه زكاة اينها واجب شود قرض او را ندهند، چنانچه مال ميّت فقط به اندازه بدهى او باشد واجب نيست زكاة اينها را بدهند و اگر مال ميّت بيشتر از بدهى او باشد، در صورتى كه بدهى او به قدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند، بايد مقدارى از گندم وجو وخرما و انگور را هم به طلبكار بدهند، آنچه را به طلبكار مىدهند زكاة ندارد وبقيه مال ورثه است و هركدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود، بايد زكاة آن را بدهد.
مسأله ١٩١٠- اگر گندم وجو وخرما وكشمشى كه زكاة آنها واجب شده خوب وبد دارد، احتياط واجب آن است كه زكاة هر كدام از خوب وبد را از خود آنها بدهد، گرچه همه را اگر از خوب بدهد بهتر است.
نصاب طلا
مسأله ١٩١١- طلا دو نصاب دارد: نصاب اوّل آن بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن ١٨ نخود است، پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال معمولى