توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٣ - مسائل متفرّقه زكاة
مسأله ١٩٧٥- اگر مالك يا وكيل او بدون قصد قربت زكاة را به فقير بدهد و پيش از آن كه آن مال از بين برود، خود مالك نيّت زكاة كند، زكاة حساب مىشود.
مسائل متفرّقه زكاة
مسأله ١٩٧٦- موقعى كه گندم وجو را از كاه جدا مىكنند وموقع خشك شدن خرما وانگور، انسان بايد زكاة را به فقير بدهد، يا از مال خود جدا كند، و زكاة طلا ونقره وگاو وگوسفند وشتر را بعد از تمام شدن ماه يازدهم بايد به فقير بدهد، يا از مال خود جدا نمايد و اگر منتظر فقير معيّنى باشد، يا بخواهد به فقيرى بدهد كه از جهتى برترى دارد مىتواند زكاة را جدا نكند.
مسأله ١٩٧٧- بعد از جدا كردن زكاة لازم نيست فوراً آن را به مستحقّ بدهد، ولىاگر به كسى كه مىشود زكاة داد، دسترسى دارد، احتياط مستحبّ آن است كه دادن زكاة را تأخير نيندازد.
مسأله ١٩٧٨- كسى كه مىتواند زكاة را به مستحقّ برساند، اگر ندهد و از بين برود، بايد عوض آن را بدهد.
مسأله ١٩٧٩- كسى كه مىتواند زكاة را به مستحقّ برساند، اگر زكاة را ندهد چنانچه دادن زكاة را به قدرى تأخير انداخته كه نمىگويند فوراً داده است بنابر احتياط واجب، بايد عوض آن را بدهد و اگر به اين مقدار تأخير نينداخته مثلًا دو سه ساعت تأخير انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتى كه مستحقّ حاضر نبوده، چيزى بر او واجب نيست و اگر مستحقّ حاضر بوده، بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را بدهد.
مسأله ١٩٨٠- اگر زكاة را ازخود مال كنار بگذارد، مىتواند در بقيّه آن تصرّف كند، و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مىتواند در تمام مال تصرّف نمايد.
مسأله ١٩٨١- انسان نمىتواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد وچيز ديگرى به جاى آن بگذارد.