توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٨٤ - احكام كفالت
مسأله ٢٣٣٦- اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمىتواند چيزى از او بگيرد.
مسأله ٢٣٣٧- اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده از او مطالبه نمايد ولى اگر به جاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد، نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد، مثلًا اگر ده من گندم بدهكار باشد وضامن ده من برنج بدهد، نمىتواند برنج را از او مطالبه نمايد، امّا اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.
احكام كفالت
مسأله ٢٣٣٨- كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست به دست او بدهد يا كسى را كه لازم است حضور پيدا كند در مجلس حكم او را حاضر نمايد و به كسى كه اينطور ضامن مىشود، كفيل مىگويند.
مسأله ٢٣٣٩- كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر فعلى يا لفظىاگرچه عربى نباشد به طلبكار بفهماند كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى به دست تو بدهم وطلبكار هم قبول نمايد.
مسأله ٢٣٤٠- كفيل بايد مكلّف وعاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند وبتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد.
مسأله ٢٣٤١- يكى از پنج چيز، كفالت را به هم مىزند: اوّل- كفيل، بدهكار را به دست طلبكار بدهد؛ دوم- طلب طلبكار داده شود؛ سوم- طلبكار از طلب خود بگذرد؛ چهارم- بدهكار يا كفيل بميرد؛ پنجم- طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند.
مسأله ٢٣٤٢- اگر كسى بزور بدهكار را از دست طلبكار رها كند، چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد، كسى كه بدهكار را رها كرده، بايد او را به دست طلبكار بدهد يا بدهى او را به طلبكار بپردازد.