توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢٥ - نماز مسافر
مسأله ١٣٣٧- مسافرى كه در بين مسافرت بوطنش رسيده تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود وبرگردد، وقتى به جايى برسد كه صداى اذان را نشنود بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٣٨- جايى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست چه در آنجا بدنيا آمده ووطن پدر ومادرش باشد ياخودش آنجا را براىزندگى اختيار كرده باشد.
مسأله ١٣٣٩- اگر قصد دارد در جايى كه وطن اصليش نيست مدّتى بماند و بعد به جاى ديگر رود آنجا وطن او حساب نمىشود ولى اگر قصد دارد كه بيش از دو سال در آنجا بماند حكم وطن را دارد.
مسأله ١٣٤٠- جايى را كه انسان محلّ زندگى خود قرار داده ومثل كسى كه آنجا وطن اوست در آنجا زندگى مىكند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همانجا برميگردد، اگرچه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، احكام وطن بر او مترتّب مىشود.
مسأله ١٣٤١- كسى كه در دو محلّ زندگى مىكند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند، هر دو وطن اوست و نيز اگر بيشتر از دو محلّ را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مىشود.
مسأله ١٣٤٢- احكام وطن بر جايى كه صرف نظر از آن كرده است جارى نيست چه در آنجا ملك داشته باشد يا نه، وچه در آنجا شش ماه مانده باشديانه.
مسأله ١٣٤٣- اگر به جايى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده و بنا ندارد جاى ديگرى هم وطن بگيرد نبايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٤٤- مسافرى كه قصد دارد ده روز پشت سر هم در جايى بماند، يا مىداند كه بدون اختيار ده روز در جايى مىماند در آن محلّ بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٤٥- مسافرى كه مىخواهد ده روز در جايى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اوّل يا شب يازدهم را داشته باشد وهمين كه قصد كند از اوّل آفتاب روز