توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤١٣ - احكام طلاق
مثلًا مسافرت كند وبخواهد او را طلاق دهد، بايد تا مدّتى كه معمولًا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند در صورتى كه نتواند از حالش با خبر باشد.
مسأله ٢٥١٩- اگر مردى كه غائب است بخواهد زن خود را طلاق دهد، چنانچه بتواند اطلاع پيدا كند كه زن او در حال حيض يا نفاس است يا نه، اگرچه اطلاع او از روى عادت حيض زن يا نشانههاى ديگرى باشد كه در شرع معيّن شده بايد اطلاع پيدا كند و اگر نتوانست مىتواند تا مدّتى كه معمولًا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند.
مسأله ٢٥٢٠- اگر با عيالش كه از خون حيض ونفاس پاك است نزديكى كند وبخواهد طلاقش دهد، بايد صبر كند تا دوباره حيض ببيند وپاك شود ولىزنى را كه نه سالش تمام نشده، يا آبستن است اگر بعد از نزديكى طلاقدهد، اشكال ندارد و همچنين است اگر يائسه باشد، يعنى اگر سيّدهاست بيشتر از شصت سال و اگر سيّده نيست بيشتر از پنجاه سال داشته باشد.
مسأله ٢٥٢١- اگر با زنى كه از خون حيض ونفاس پاك است نزديكى كند و در همان پاكى طلاقش دهد، چنانچه بعد معلوم شود كه موقع طلاق آبستن بوده بنابر احتياط واجب بايد دوباره او را طلاق دهد در صورتى كه حالت زن ومسأله را مىدانسته.
مسأله ٢٥٢٢- اگر با زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و مسافرت نمايد، چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد، بايد به قدرى كه زن معمولًا بعد از آن پاكى خون مىبيند ودوباره پاك مىشود، صبر كند در صورتى كه نتواند از حالش با اطلاع شود.
مسأله ٢٥٢٣- اگر مرد بخواهد زن خود را كه به واسطه مرضى حيض نمىبيند طلاق دهد، بايد از وقتى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از جماع با او خوددارىنمايد و بعد او را طلاق دهد.
مسأله ٢٥٢٤- طلاق بايد به صيغه عربى صحيح خوانده شود ودو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند واسم زن او مثلًا فاطمه باشد،