توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤١٨ - احكام متفرّقه طلاق
لِمُوَكِّلى مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْه»، پس از آن بدون فاصله مىگويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلىخَلَعْتُها يا خالَعْتُها عَلى مابَذَلَتْ هِيَ طالِق» و اگر زني كسي را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد، وكيل بايد به جاى كلمه (مهرها) آن چيز را بگويد مثلًا اگر صد تومان داده، بايد بگويد: «بذلت مأة تومان».
طلاق مبارات
مسأله ٢٥٤٧- اگر زن وشوهر يكديگر را نخواهند و زن مالى به مرد بدهد كه او را طلاق دهد، آن طلاق را مبارات گويند.
مسأله ٢٥٤٨- اگر شوهر بخواهد صيغه مبارات را بخواند، چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد، بگويد: «بارَأْتُ زَوْجَتى فاطِمَةَ عَلى مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ» يعني مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رهاست، و اگر ديگرى را وكيل كند، وكيل بايد بگويد: «بارَأتُ زَوْجَةَ مُوَكِّلى فاطِمَةَ عَلى مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ» و در هر دو صورت اگر به جاى كلمه (عَلى مَهْرِها) «بِمَهْرِها» بگويد، اشكال ندارد.
مسأله ٢٥٤٩- صيغه طلاق خلع ومبارات بايد به عربى صحيح خوانده شود ولىاگر زن براى آن كه مال خود را به شوهر ببخشد مثلًا به فارسى بگويد براىطلاق، فلان مال را به تو بخشيدم اشكال ندارد.
مسأله ٢٥٥٠- اگر زن در بين عدّه طلاق خلع، يا مبارات از بخشش خود برگردد، شوهر مىتواند رجوع كند وبدون عقد دوباره او را زن خود قراردهد.
مسأله ٢٥٥١- مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مىگيرد، بايد بيشتر از مهر نباشد ولى در طلاق خلع اگر بيشتر باشد، اشكال ندارد.
احكام متفرّقه طلاق
مسأله ٢٥٥٢- اگر با زن نامحرمى به گمان اين كه عيال خود او است نزديكى كند، چه زن بداند كه او شوهر نيست يا گمان كند شوهرش مىباشد، بايد عدّه نگهدارد.