توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٧١ - احكام مساقات
و اجرت بگيرد امّا اگر بودن زراعت چه با عوض و چه بدون عوض موجب ضرر مالك زمين شود بايد زارع زراعت خود را بچيند.
مسأله ٢٢٥٢- اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدّت مزارعه ريشه زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد، چنانچه مالك و زارع از زراعت صرفنظر نكرده باشد، حاصل سال دوم را هم بايد مثل سال اوّل قسمت كنند ولى اگر شراكت آنها اختصاص به همان سال اول داشته حاصل سال دوم براى صاحب بذر است و اگر صاحب بذر اعراض كرده باشد حاصل مال ديگرى است.
احكام مساقات
مسأله ٢٢٥٣- اگر انسان با كسى به اين قسم معامله كند كه درختهاى ميوهاى را كه ميوه آن مال خود اوست و يا اختيار ميوههاى آن با اوست، تا مدّت معيّنى به آن كس واگذار كند كه تربيت نمايد وآب دهد و به مقدارى كه قرار مىگذارند از ميوه آن بردارد، اين معامله را مساقات مىگويند.
مسأله ٢٢٥٤- معامله مساقات در درختهايى كه مثل بيد وچنار ميوه نمىدهد صحيح نيست، ودرختانى كه مثل حنا كه از برگ آن استفاده مىكنند جائز است.
مسأله ٢٢٥٥- در معامله مساقات لازم نيست صيغه بخوانند بلكه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار كند و كسى كه كار مىكند به همين قصد مشغول كار شود، معامله صحيح است.
مسأله ٢٢٥٦- مالك و كسى كه تربيت درختها را به عهده مىگيرد بايد مكلّف و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و امّا با اجازه ولىّ اشكالى ندارد و همچنين ممنوع التصرّف از طرف حاكم شرع نباشد.
مسأله ٢٢٥٧- مدّت مساقات بايد معلوم باشد و اگر اوّل آن را معيّن كنند و آخر آن را موقعى قرار دهند كه ميوه آن سال معمولًا به دست مىآيد، صحيح است.