توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٨٢ - احكام ضامن شدن
اجازه، از حاكم شرع اجازه بگيرد وطلب خود را بردارد و بايد بقيّه را به بدهكار بدهد، ولى اگر به حاكم شرع دسترسى ندارد مىتواند بفروشد وحقّ خود را بردارد وبقيّه را به امانت نگه دارد اگر به صاحبش دسترسى ندارد.
مسأله ٢٣٢٥- اگر بدهكار غير از خانهاى كه در آن نشسته و چيزهائى كه مانند اثاثيه خانه محل احتياج او است، چيز ديگرى نداشته باشد، طلبكار نمىتواند طلب خود را از او مطالبه كند، ولى اگر مالى را كه گرو گذاشته خانه واثاثيه باشد طلبكار مىتواند بفروشد وطلب خود را بردارد.
احكام ضامن شدن
مسأله ٢٣٢٦- اگر انسان بخواهد ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، ضامن شدن او در صورتى صحيح است كه به هر لفظى اگرچه عربى نباشد به طلبكار بگويد كه من ضامن شدهام طلب تو را بدهم يا فعلى انجام دهد كه ضمان را بفهماند وطلبكار هم رضايت خود را بفهماند؛ ولى راضى بودن بدهكار شرط نيست.
مسأله ٢٣٢٧- ضامن وطلبكار بايد مكلّف وعاقل باشند و كسى هم آنها را مجبور نكرده باشد، و نيز بايد سفيه نباشند يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و همچنين ممنوع التصرّف از طرف حاكم شرع نباشند ولى اين شرطها در بدهكار نيست مثلًا اگر كسى ضامن شود كه بدهى بچه يا ديوانه را بدهد صحيح است.
مسأله ٢٣٢٨- هرگاه براى ضامن شدن خودش شرطى قرار دهد مثلًا بگويد اگر بدهكار قرض تو را نداد من مىدهم، ضمان او باطل است يعنى فعلًا چيزى بر عهده او نيست ولى اگر آن موقع رسيد وبدهكار بدهى خود را نداد بايد ضامن از عهده برآيد وضمان نسبت به آن موقع صحيح است واين موافق با ارتكاز عرف مىباشد.
مسأله ٢٣٢٩- كسى كه انسان ضامن بدهى او مىشود بايد بدهكار باشد پس اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند، تا وقتى كه قرض نكرده، انسان نمىتواند ضامن او شود يعنى فعلًا صدق ضمان نمىكند ولى مىتواند الآن چك دهد كه بخواهد ضمان را در وقت گرفتن قرض قرار دهد.