توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٥ - ٤ – استحاله
اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمىشود، ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد، چهارم آن كه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند، پس اگر مثلًا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد، پنجم آن كه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته يك مرتبه خشك كندپس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند.
مسأله ١٩٣- در پاك شدن حصير نجس بوسيله آفتاب اشكال است وليكن درخت و ميوه هاى آن و گياه به واسطه آفتاب پاك مىشود.
مسأله ١٩٤- اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آب به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عيننجاست از آن برطرف شده يا نه يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه.
مسأله ١٩٥- اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمىشود.
٤- استحاله
مسأله ١٩٦- اگر جنس عين نجس به طورى عوض شود كه بصورت چيز پاكى در آيد پاك مىشود، و مىگويند استحاله شده است، مثل آن كه سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمىشود. لازم به ذكر است اگر چيز متنجس استحاله شود پاك شدن آن خالى از اشكال نيست و لذا به احتياط واجب بايد از آن اجتناب شود مثل آنكه چوب متنجس خاكستر شود.