توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤١٢ - احكام طلاق
احكام طلاق
مسأله ٢٥١٤- مردى كه زن خود را طلاق مىدهد، بايد بالغ وعاقل باشد و به اختيار خود طلاق دهد و اگر او را مجبور كنند كه زنش را طلاق دهد، طلاق باطل است و نيز بايد قصد طلاق داشته باشد، پس اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويد، صحيح نيست.
مسأله ٢٥١٥- زن بايد در وقت طلاق از خون حيض ونفاس پاك باشد وشوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد وتفصيل اين دو شرط در مسائل آينده گفته مىشود.
مسأله ٢٥١٦- طلاق دادن زن در حال حيض يا نفاس در سه صورت صحيح است: اوّل- آن كه شوهر بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد؛ دوم- معلوم باشد آبستن است و اگر معلوم نباشد وشوهر در حال حيض طلاق بدهد، بعد بفهمد آبستن بوده، احتياط واجب آن است كه دوباره او را طلاق دهد در صورتى كه حالت زن ومسأله را مىدانسته كه حرام است؛ سوم- مرد به واسطه غائب بودن نتواند بفهمد كه زن او از خون حيض يا نفاس پاك است يا نه.
مسأله ٢٥١٧- اگر زن را از خون حيض پاك بداند وطلاقش دهد بعد معلوم شود كه موقع طلاق در حال حيض بوده، طلاق او باطل است و اگر اورا در حيض بداند وطلاقش دهد بعد معلوم شود پاك بوده، طلاق او صحيح است در صورتى كه قصد طلاق حقيقتاً داشته باشد.
مسأله ٢٥١٨- كسى كه مىداند زنش در حال حيض يا نفاس است، اگر غائب شود