توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٠١ - مسائل متفرّقه زناشويى
مسأله ٢٤٥٣- مرد و زنى كه بايكديگر محرمند اگر قصد لذّت نداشته باشند مىتوانند غير از عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.
مسأله ٢٤٥٤- مرد نبايد با قصد لذّت به بدن مرد ديگر نگاه كند ونگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذّت حرام است.
مسأله ٢٤٥٥- مرد نبايد عكس زن نامحرم را بيندازد و اگر در بين قصد لذّت بشود، حرام است و اگر زن نامحرمى را بشناسد نبايد به عكس او نگاه كند.
مسأله ٢٤٥٦- اگر زن ناچار شود زن ديگر يا مردى غير از شوهر خود را تنقيه كند يا عورت او را آب بكشد، بايد چيزى در دست كند كه دست او به عورت آن مرد نرسد و همچنين است اگر مرد ناچار شود مرد ديگر يا زنى غير از زن خود را تنقيه كند يا عورت او را آب بكشد.
مسأله ٢٤٥٧- اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد كه او را نگاه كند ودست به بدن او بزند، اشكال ندارد ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند نبايد او را نگاه كند.
مسأله ٢٤٥٨- اگر انسان براى معالجه كسى ناچار شود كه به عورت او نگاه كند، اشكالى ندارد.
مسائل متفرّقه زناشويى
مسأله ٢٤٥٩- كسى كه به واسطه نداشتن زن به حرام مىافتد، واجب است زن بگيرد گرچه وجوب اختيار ترك حرام به حال خود باقى است.
مسأله ٢٤٦٠- اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده مىتواند عقد را به هم بزند و يا امضاء كند و تفاوت بين باكره و غير باكره را از مهر او كم نمايد.
مسأله ٢٤٦١- ماندن مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى هم نمىتواند وارد شود حرام است چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت