توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٥٧ - احكام صلح
مسأله ٢١٧٤- اگر با سرمايه شركت معاملهاى كنند، بعد بفهمند شركت باطل بوده، چنانچه طورى باشد كه اگر مىدانستند شركت درست نيست، و به تصرّف در مال يكديگر راضى بودند، معامله صحيح است و هرچه از آن معامله پيدا شود، مال همه آنان است، اگر اينطور نباشد در صورتى كه كسانى كه به تصرّف ديگران راضىنبودهاند بگويند به آن معامله راضى هستيم، معامله صحيح وگرنه باطل مىباشد و در هر صورت هركدام آنان كه براى شركت كارى كرده است، اگر به قصد مجانى كار نكرده باشد، مىتواند مزد زحمتهاى خود را به اندازه معمول از شريكهاى ديگر بگيرد.
احكام صلح
مسأله ٢١٧٥- صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند، يا از طلب يا حقّ خود بگذرد كه او هم در عوض، مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد، يا از طلب يا حقّى كه دارد بگذرد بلكه اگر بدون آن كه عوض بگيرد مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به كسى واگذار كند، يا از طلب يا حقّ خود بگذرد بازهم صلح صحيح است.
مسأله ٢١٧٦- دو نفرى كه چيزى را بيكديگر صلح مىكنند، بايد بالغ وعاقل باشند وممنوع التصرّف نباشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند.
مسأله ٢١٧٧- لازم نيست صيغه صلح به عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظى كه بفهماند باهم صلح وسازش كردهاند، صحيح است.
مسأله ٢١٧٨- اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد كه مثلًا يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد ومقدارى روغن بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند، صحيح است ولى اگر گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض، مقدارى روغن بدهد اشكال دارد بلكه جايز نيست.