توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣١٩ - مصرف زكاة
مسأله ١٩٤٥- فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست وياد گرفتن او هم محتاج به مدّت زيادى نباشد، مىتواند با گرفتن زكاة زندگى كند تا وقتى مشغول يادگرفتن است، مىتواند زكاة بگيرد.
مسأله ١٩٤٦- به كسى كه قبلًا فقير بوده و مىگويد فقيرم، اگرچه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند، مىشود به او زكاة داد.
مسأله ١٩٤٧- كسى كه مىگويد فقيرم وقبلًا فقير نبوده چنانكه از گفته او اطمينان پيدا نشود، احتياط واجب آن است كه به او زكاة ندهند ولى اگر قبلًا حالش معلوم نبوده به گفته او كه فقيرم مىتوان زكاة دارد ولو گمان به راستگويى او نداشته باشد.
مسأله ١٩٤٨- كسى كه بايد زكاة بدهد، اگر از فقيرى طلبكار باشد، مىتواندطلبى كه از او دارد، زكاة حساب كند در صورتى كه در معصيت صرف نكرده باشد.
مسأله ١٩٤٩- اگر فقيرى بميرد ومال او به اندازه قرضش نباشد، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكاة حساب كند و همچنين اگر مال او به اندازه قرضش باشد وورثه قرض او را ندهند، يا به جهت ديگر انسان نتواند قرض خود را بگيرد، مىتواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكاة حساب كند.
مسأله ١٩٥٠- چيزى را كه انسان بابت زكاة به فقير مىدهد لازم نيست به او بگويد كه زكاة است، بشرط اين كه بداند فقير قبول تملّك اين مال را ولو از زكاة باشد مىنمايد، بلكه اگر فقير خجالت بكشد، مستحبّ است باسم پيشكش بدهد، ولى بايد قصد زكاة نمايد در صورتى كه بداند آن فقير قبول مطلق مال را مىكند ولو اين كه زكاة باشد، والّا اگر بداند زكاة را قبول نمىكند بنابر احتياط واجب آن است كه زكاة را به او ندهد.
مسأله ١٩٥١- اگر به خيال اين كه كسى فقير است به او زكاة بدهد، بعد بفهمد فقير نبوده، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكاة بدهد، چنانچه چيزى را كه به او داده و عين او باقى باشد، بايد از او بگيرد. پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته زكاة است، انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمىدانسته زكاة است نمىتواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكاة را به مستحق بدهد.