ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
مزن. پروردگارا! برايم از كجا خير تواند بود، با آن كه جز از پيش تو يافت نمىشود؛ و برايم از كجا رهايى خواهد بود، با آن كه جز به يارىات، در توان نيست؟ نه آن كه نيكى كند، از يارى و رحمتت بىنياز است و نه آن كه بدى كند و بر تو گستاخ شود و تو را ناخرسند سازد، از قلمرو قدرتت بيرون. اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من! ...».
بگويد تا آن كه نفَس قطع شود.
«تو را با تو شناختم و تو خود، مرا بر خودت راهنمايى كردى و به سويت خواندى و اگر تو نبودى، نمىدانستم كه تو چيستى.
سپاس، خدايى را كه او را مىخوانم، پس جوابم مىدهد، هر چند وقتى مرا مىخوانَد، كاهلم.
سپاس، خدايى را كه از او مىخواهم، پس عطايم مىكند، هر چند وقتى از من وام مىخواهد، بخيلم.
سپاس، خدايى را كه هرگاه بخواهم، براى نيازم او را مىخوانم و هرگاه بخواهم، براى راز و نيازم با او خلوت مىكنم، بدون هيچ واسطهاى. او نيز حاجتم را برمىآورد.
سپاس، خدايى را كه جز او را نمىخوانم، و اگر جز او را بخوانم، دعايم را اجابت نمىكند.
سپاس، خدايى را كه جز به او اميد ندارم، و اگر جز به او اميد بندم، اميدم را نااميد مىكند.
سپاس، خدايى را كه مرا به خودش وا گذاشت. پس گرامىام داشت و مرا به مردم وا نگذاشت تا خوارم سازند.
سپاس، خدايى را كه با من اظهار دوستى كرد، با آن كه او از من، بىنياز است.
سپاس، خدايى را كه نسبت به [گناهانِ] من بردبارى مىورزد، چنان كه گويى مرا گناهى نيست. پس، پروردگارم، پيش من ستودهترين چيز و شايستهترين كس به ستايش من است.
خداوندا! من راههاى نيازخواهى را به سوى تو باز مىبينم و چشمههاى اميد به درگاهت را پُرآب مىيابم و يارى جستن از احسان تو را براى اميدواران به تو روا مىبينم و درهاى دعا به پيشگاهت را براى فريادخواهان، گشوده مىيابم؛ و مىدانم كه براى اميدواران، در جايگاه اجابتى و براى