ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
پريشانخاطران، در كمينِ فريادرسى، و [مىدانم كه] در ناليدن به درگاه جود تو و خرسندى از تقدير تو، بهترين عوض از بخلِ بخيلان است و وسعت و بىنيازى از آنچه در دست دنياطلبان است و [نيز مىدانم] آن كه به سوى تو كوچ كند، راهش نزديك است و تو خود را از بندگانت نمىپوشانى، مگر آن كه كارهاى بدِ آنان، حجابى ميان آنان و تو گردد. من خواستهام را به درگاه تو آوردهام و نيازم را نزد تو باز مىگويم و پناهجويىام را به نزد تو و وسيلهجويىام را با دعا به آستان تو قرار دادهام، بى آن كه شايسته آن باشم كه از من بشنوى و يا از من درگذرى؛ بلكه از آن رو كه به بزرگوارىات اطمينان دارم و به درستىِ وعدهات دلآرامم و به ايمان به يگانگىات پناه بردهام و يقين دارم كه مرا چنان مىشناسى كه پروردگارى جز تو و معبودى غير از تو ندارم، كه تو يگانه بىشريكى.
خداوندا! تو فرمودهاى و سخنت حق و وعدهات راست است كه: «از فضل (احسان) خدا بخواهيد»[١] «همانا خداوند به شما مهربان است»[٢] و از صفات تو اى سَرور من آن نيست كه به خواستن، فرمان دهى، ولى عطا نكنى، در حالى كه تو با بخششهايت، به اهل مملكت خويش نعمتدهندهاى و با رأفت و مهربانىات، به آنان عنايت دارى.
خداوندا! مرا از كوچكى، در دامان نعمت و احسانت پروراندى و در بزرگى هم بلندآوازهام كردى. پس، اى آن كه در دنيا با نيكى و احسان و نعمتهايش مرا پرورْد و در آخرت به بخشايش و بزرگوارىاش اشارتم فرمود! اى مولاى من! معرفتم، راهنماى من بر توست و محبّتم به تو، واسطه من به درگاهت است و من به راهنمايى تو، به اين راهنمايم اطمينان دارم و به شفاعت تو، به شفيع خود دلگرمم.
سرورم! تو را با زبانى مىخوانم كه گناهش، آن را لال كرده است و با قلبى با تو نجوا مىكنم كه جرمش، او را به هلاكت افكنده است.
پروردگارا! تو را مىخوانم، بيمناك و مشتاق، و اميدوار و ترسان. مولاى من! چون به گناهانم مىنگرم، وحشتزده مىنالم و چون بر كَرَمت چشم مىدوزم، اميدوار مىشوم. پس اگر ببخشايى، بهترين مهربانى و اگر عذاب كنى، ستم نكردهاى.
[١] اشاره است به آيه ٢٩ سوره نساء.
[٢] اشاره است به آيه ٣٢ سوره نساء.