ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧ - سخنى در شرح حديثِ «روزه، براى من است»
لَو لا أنَّ الشَّياطينَ يَحومونَ عَلى قُلوبِ بَنى آدَمَ، لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ؛
اگر نبود اين كه شياطين، دور و بر دلهاى آدمىزادگان مىچرخند، آدميان به ملكوت آسمان مىنگريستند.[١]
از اين رو، روزه درِ عبادت و سپر ايمنى گشته است.
در كتاب النهايهى ابن اثير آمده است:
مردم، در تأويل اين حديث و اين كه: «چرا خداوند، روزه و پاداش آن را مخصوص خود ساخته است، هر چند همه عبادتها و پاداش آنها، از سوى خدا و بر عهده اوست؟»، بسيار گفتهاند. آنان در اين باره وجوهى را ذكر كردهاند كه محور همه آنها، اين است كه: روزه، رازى ميان خدا و بنده است و كسى جز او، از آن آگاه نمىشود. پس بنده، روزهدار واقعى نمىشود، مگر آن كه در اطاعت، اخلاص داشته باشد.
گرچه همان طور است كه گفتهاند، ولى عبادات ديگرى هم هستند كه در پنهان بودن، مثل روزهاند، مانند: نماز بىوضو و نماز در جامه نجس و اين گونه اعمال پنهانى كه همراه با عباداتاند و جز خدا و نمازگزار، آنها را نمىداند.
بهترين چيزى كه در تأويل اين حديث شنيدهام، اين است كه: همه عبادتهايى كه بندگان با انجام دادن آنها به خداوند، تقرّب مىجويند (مانند: نماز، حج، صدقه، اعتكاف، دعا، نيايش، قربانى و انواع عبادتهاى ديگر)، مشركان نيز با همانها خداهاى خويش و آنچه را شريك خدا قرار داده بودند، پرستيدهاند؛ امّا هرگز شنيده نشده است كه گروهى از مشركان و پيروان مذاهب در دورانهاى پيشين، معبودهاى خود را با «روزه» پرستيده باشند و بدين وسيله به آنها تقرّب جسته باشند.
[١] المحجّة البيضاء: ٢/ ١٢٥؛ إحياء علوم الدين: ١/ ٣٤٦.